موضوع «دنيا از ديدگاه نهجالبلاغه» بررسی شد
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه مركزی، در اين مقاله آمده است: چگونه بودن دنيا و بر حذرداشتن از آن در خطبه 81 نهجالبلاغه مورد بررسی قرار گرفته است كه آمده است: «ما اصف من دار اولها عنا» و آخر ها ننا» ما فی حلا لهاحساب، وفی حرامها عقاب؛ چه بگويم درباره سرايی، كه آغازش رنج است و پايانش زوال و فنا. حلالش را حساب است و حرامش را عقاب. هركه برای به چنگ آوردنش تلاش كند، بدان دست نيابد و آنكه از تلا ش باز ايستد، دنيا خود به او روی نهد».
در اين خطبه مسلم است كه مقصود حضرت علی(ع) از دنيا خود جهان طبيعت با آن همه قوانين و شگفتیها و عظمتهايش كه نمايشگر قدرت و مشيت و حكمت بالغه خداوندی است، نمیباشد. همچنين مقصود از انسان «آنچنان كه هست» نيست. بلكه مقصود حضرت اميرالمومنين ارتباط حيات طبيعی محض انسانی است با رويه محسوسی از عالم طبيعت اكنون میپردازيم به توصيفات دنيا از ديدگاه آن حضرت، آغاز اين دنيا توام با مشقت است: چگونگی رشد حيات در جنين و ورود كودك به اين دنيا، كه از ناتوانترين نوزادان جانداران است. نه آگاهی دارد نه اختيار و نه حتی قدرتی كه در كوچكترين مساله با آن ابراز احساسات نمايد. تدريجا دوران آگاهی ابتدايی او فرا میرسد، در زير رگبار «بكن و مكن» «بايد و نبايد»، «میشود و نمیشود» دست و پا میزند.
دوران جوانی فرا میرسد. در اين دوران انسان میتواند، اما نمیداند و هنگاميكه دوران دانستنش فرامیرسد، توانستنش روبه زوال و فنا رفته است. اين است آغاز ورود به صحنه حيات طبيعی محض در رويه محسوس عالم طبيعت.
پايان ارتباط حيات طبيعی بارويه محسوس عالم طبيعت، فناو زوال است: اين مساله را به وضوح در آيه زير میتوان مشاهده كرد.« كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ؛ هر نفسى چشنده مرگ است آنگاه به سوى ما بازگردانيده خواهيد شد»(عنكبوت آيه 57).
در قسمتی ديگر از اين خطبه به اين مساله برمیخوريم. اين مساله كه بشر در آينده روزی را برای بررسی زندگيش خواهد ديد كه معاد ناميده میشود، ترديدی نيست و آنچه كه مورد نظر است، موضوعاتی است كه انسانها درباره آنها مسئول واقع خواهند گشت، میتوان گفت: با نظر به مجموعه آيات قرآنی و روايات معتبر اين مساله ثابت است كه همه حركات انسان در زندگی دنيوی خواه تصرف در اموال باشد و خواه اعمال غيرمالی، همه و همه، در روز قيامت به او نشان داده خواهند شد. «ان الينا ايابهم. ثم ان علينا حسابهم» (غاشيه آيه 25)«البته برگشت آنان به سوی ماست. و قطعا برماست كه درباه آنان محاسبه نمائيم.»، «وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ؛ و ترازوهاى داد را در روز رستاخيز مىنهيم پس هيچ كس [در] چيزى ستم نمىبيند و اگر [عمل] هموزن دانه خردلى باشد آن را مىآوريم و كافى است كه ما حسابرس باشيم» (انبيا» آيه 47). از اين آيه بر میآيد: هر چه كه انسان در اين دنيا برای زندگی مطابق فرمان الهی از خدا گرفته مسوول بوده و روز قيامت درباه آن محاسبه خواهد شد.
مذمت دنيا و دوری از آن؛ «و اما بعد فانی احذركم الدنيا، فانها حلوه خضره، حفت بالشهوات و تحببت بالعاجله و راقت بالقليل و تحللت بالا مال و تزينت بالغرور» (خطبه 110) شما را از دنيا برحذر می دارم كه در كام شيرين است و در چشم سبز و خرم و پيچيده در خواهش های نفسانی. مردمان را با نعمت زوال يابنده خود به دوستی فرا می خواند و متاع اندكش را در چشم آنان زيبا جلوه كند».
انسان در مقابل آرايشها و نمايشهای جالب دنيا؛ اميرالمومنين(ع) در سخنانش درباره زينت دنيا و آرايشهای متنوع آن مطالب جالبی فرموده اند. در برخی موارد مردم را از آن بر حذر داشتهاند و در بعضی ديگر موارد زيبايی آسمان را به وسيله ستارگان مورد توجه قرار دادهاند. برای توضيح و تفسير مقصوداميرالمومنين در موضوع زيبائی به طور عموم چند مطلب را میتوان گفت: اگرچه زينت در لغت اعم از جمال است اما در اينجا به دو جنبه آن پرداخته میشود يكی معنای مطلوب دارد كه زيبايی مطلوب عموم اشيای جالب را میگويند اگرچه زيبا نباشد و ديگری معنای زيبايی هم محسوس را دارد و هم معقول. «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا؛ مال و پسران زيور زندگى دنيايند و نيكیهاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر اميد [نيز] بهتر است» (كهف آيه 46)
همچنين زينت به مطلوبيت عملی نيز هم در قرآن و هم در نهجالبلا غه وارد شده است مانند: «فزين لهم الشيطان اعمالهم» (نحل آيه 63) «و شيطان اعمالشان را در نظرشان زيبا جلوه میدهد» و زينت به معنای زيبايی محسوس هم در اين آيه مباركه آمده است: «انا زينا السما» الدنيا بزينه الكواكب» (صافات آيه 6) «ما آسمان دنيا را با زينت ستارگان آراستيم» و ديگر اينكه نه تنها در هيچ يك از منابع اسلا می شناخت و دريافت زيبائی و ساختن زيبائی منع نشده است، بلكه چنان كه از منابع قرآنی و حديثی برمیآيد زيبايی يكی از طرق حركت به فوق طبيعت و انس با جمال الهی است كه هيچ چيزی جای آن را برای مقصد نمیگيرد.
و بدان جهت كه اكثريت انسانها در برابر امتيازات دنيوی مانند مال و فرزندان و مقام و محبوبيت و شهرت قرار میگيرند خود را باخته و نمیتوانند شخصيت خود را داشته و از آن امور به عنوان وسايل مناسب بهرهبرداری نمايند، همچنان در برابر نمود زيبائیها به سرعت از خود بيخود میگردند و اين ضعف شخصيت از يك طرف و محدوديت دانش و اطلاعات از ماهيت و علل و معلولا ت و لوازم و نتايج آن امتيازات و زيبائیها از طرف ديگر، مانع از آن میشود كه انسان به اعماق ماهيت لوازم و نتايج آنها نفوذ كند.
مذمت دنيا؛ «و احذركم الدنيا فانها منزل قلعه، و ليست بدرا نجعه و قد تزينت بغرورها و غرت بزينتها» (خطبه 112) «شما را از دنيا بر حذر میدارم، كه سرايی است ناپايدار، نه جايی كه در آن بار توان گشود و دل در آن بست. به زيورهای فريبنده خود را آراسته است و به آن آرايش فريبكارانه ديگران را میفريبد.»
دنيا جايگاه شگفت انگيز است كه هيچ پديدهای و حقيقتی در آن، خالص و ناب به جريان نيفتاده است. از اين مطلب میتوان دريافت كه در اين دنيا نبايد به دنبال صحت و سلامت مطلق گشت. زيرا هيچ انسانی نيست كه نقص و اختلال مزاجی و جسمانی نداشته باشد.
از ناآگاهی از وضع و جريان مزاج و جسم است كه اغلب بيماریها و اختلالات ناگهان آغاز میشود. اگر كسی ادعا كند كه من يك روز تمام، با كمال آگاهی و هشياری از گذشته و حال و آينده و حوادث جاريه و عوامل آنها را در آن سه نقطه از زمان، شاد و مسرور بودم، هرگز نبايد باور كرد. اينها همگی نشان میدهد كه انسان با حالتهايی متفاوت كه از خود نشان میدهد هيچ گاه نمیتواند دردنيا به صحت و سلامت مطلق برسد. بنابراين ممكن است ظواهر فريبنده دنيا او را بفريبد.
در توصيف دنيا و آخرت: «ايها الناس، انما الدنيا دار مجاز و الا خره دار قرار، فخذو امن ممركم لمقركم، ولا تهيكوا استاركم عند من يعلم اسرار كم و اخرجوا من الدنيا قلوبكم، من قبل ان تخرج منها ابدانكم» (خطبه 194) «ای مردم» اين دنيا سرايی است كه گذرگاه شماست و آخرت، سرايی است پايدار. پس از اين سرای كه گذرگاه شماست برای آن سرای كه قرارگاه شماست، توشه برگيريد.» مهمترين نتيجهای كه میتوان از اين فرمايش حضرت علی(ع) استنباط كرد اين است كه دنيا را برای خود راهی قرار دهيم در جهت كسب توشه برای جهان باقی.
در پارسايی دنيا؛ «عبادالله اوصيكم بالرفض لهذه الدنيا النار كه لكم و ان لم تحبوا تركها» (خطبه 98) «ای بندگان خدا، شما را وصيت میكنم كه اين دنيا را ترك گوييد. كه دنيا شما را ترك خواهد گفت هر چند راضی به ترك او نباشيد و جسمتان را كهنه میكند، هرچند شما خواستار تازه بودن آن باشيد.»
از جملا ت بالا چند مطلب بسيار مهم را میتوان دريافت كه به قرار زير است: از اين دنيا اعراض كنيد كه دير يا زود از شما اعراض خواهد كرد. منظور اين نيست كه در ارتباط با دنيا سست و بیخيال باشيم بلكه با آن جدی برخورد كرده و در تكاپو باشيم. اين نيست كه از دنيا قهر كنيم بلكه بايد با آن دنيا آشتی كنيم.
در خطبه آمده است: ای مردم دنيايی كه به طور طبيعی شما را می پروراند و مانند گهواره شما را به حركت درمیآورد، دير يا زود شما را رها خواهد كرد. اين دنيا را رها كنيد، يعنی هدف اعلا ی جهان گرانبهايتان را از اين دنيا، كه عبارت است از برقراری ارتباط ما بين خود طبيعی شما و يك مشت ماديات ناآگاه، بجوييد. بلكه از آن دنيا نجوييد. اين دنيا اجسام و همه ابعاد مادی شما را تدريجا رو به زوال می برد و بالاخره میپوساند.
درست بينديشيد، آيا عشق به تازه ماندن كالبد مادی و ديگر شئون طبيعی میتواند در برابر قوانين حاكم بر هستی عرض اندام كرده و در هفتاد و هشت سالگی نشاط و طراوت بيست سالگی را انتظار داشت.وسايل آرايش و نمودهای زيور و زينت به اندازه ای محدود و تا مدتی محدود می تواند پرده ای روی واقعيتها كه تبلورگاه قوانين است بكشد، نه به اندازه نامحدود بلكه تا زمان و اندازه محدود.حتی همان پرده هم كه آرايش و پيرايش روی واقعيتها می كشد، با دقت و كنجكاوی در جولا ن چشم ها و نمودهای ديگر اعضا چنان شفاف زير خود را مینمايند.
دنيا و اوصاف آن: حكمت 126 امام علی(ع) هنگامی كه شنيد مردی دنيا را نكوهش می نمود (در ستودن دنيا) فرمود: ای نكوهنده دنيا كه به نيرنگ او فريفته شدهای و به ناراستیهايش گول میخوری! آيا به دنيا فريفته شده ای و آن را نكوهش مینمايی، تو بر آن جرم و گناه مینهی يا دنيا بر تو جرم مینهد؟ از كجا و چه وقت دنيا تو را سرگردان كرد، يا كی فريبت داد؟ آيا به جاهای بر خاك افتادن پدرانت و پوسيده شدن آنها يا به خوابگاههای مادرانت زير خاك؟ چه بسيار با دستهای خود (به تنهايی برای بهبود درد بيمارانت) ياری نمودی و چه بسيار با دستهايت (بيماران را) پرستاری كردی؟ برای آنان بهبودی طلبيدی و از اطبا فايده دارو پرسيدی و با مواد داروی تو ايشان را بی نياز نمیكرد و گريه تو بر آنان سود نداشت و ترس تو هيچ يك از آنها را فايده نبخشيد و درباره او به خواست خود نرسيدی و به توانايی خويش بيماری و مرگ را از او دور ساختی!
و دنيا او را برای تو سرمشق قرار داد و هلاك شدن او را هلاك شدن تو (تا بدانی با تو آن خواهد كرد كه با او كرد) محققا دنيا سرای راستی است برای كسی كه (گفتار) آن را باور دارد و سرای ايمنی از عذاب الهی است برای كسی كه فهميد و آنچه را كه خبر داد دريافت و سرای توانگری است برای كسی كه از آن توشه بردارد و سرای پنداست برای كسی كه از آن پند گيرد، جای عبادت و بندگی دوستان خدا و جای نمازگزاردن فرشتگان خدا، و جای فرودآمدن وحی (پيغام) خدا و جای بازرگانی دوستداران خدا است كه در آن رحمت و فضل (او را) به دست آورده و سودشان بهشت بود پس كيست دنيا را نكوهش میكند در حالی كه مردم را به دوری خود (از آنها) آگاه ساخت و به جدايی خويش ندا داد و خود و اهلش (مردم) را به فنا و نيست شدن خبر داد، پس برای ايشان به گرفتاری خود گرفتاری (آخرت) را نشان داد و آنان را به شادی خويش بر شادی (آخرت) آرزومند گردانيد؟!
منابع:
نهج البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آيتی
نهج البلاغه، به تعليم فيض الاسلام
ترجمه و تفسير نهج البلاغه، محمدتقی جعفری
شرح و ترجمه نهج البلاغه، فيض الاسلام
علاقهمندان میتوانند برای مشاهده كامل متن به پايگاه اينترنتی http://www.mardomsalari.com
مراجعه كنند.
فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة