از سخنان على عليه السلام:
1ـ از نهج البلاغه.
1ـ التوحيد
ان لا تتوهمه و العدل ان لا تتهمه.
ترجمه:
توحيد آنست
كه خدا را در وهم و انديشه نياورى (خداوند منزه از تجسم در وهم و خيال
است) و عدل آنست كه او را متهم نسازى) از اعمال ناشايست او را مبرا بدانى)
.
2ـ ان لله
تعالى فى كل نعمة حقا فمن اداه زاده منها و من قصر عنه خاطر بزوال نعمته.
ترجمه:
البته براى
خداى تعالى در هر نعمتى حقى است (كه بايد در برابر آن سپاسگزارى كرد) پس
هر كه آن (شكر نعمت) را بجا آورد خداوند آن نعمت را بر او زياد گرداند و
كسى كه در اينمورد كوتاهى نمايد خداوند نعمتش را در خطر زوال اندازد.
3ـ اذا قدرت
على عدوك فاجعل العفو عنه شكرا للقدرة عليه.
ترجمه:
هر گاه بر
دشمنت ظفر يافتى بشكرانه (نعمت) پيروزى از او در گذر.
4ـ من كفارات
الذنوب العظام اغاثة الملهوف و التنفيس عن المكروب.ترجمه:
بيچاره و
ستمديدهاى را بفرياد رسيدن و از شخص اندوهگين غم و اندوه را زدودن از
جمله كفارات گناهان بزرگ محسوب مىشود.
5ـ يابن ادم
اذا رأيت ربك سبحانه يتابع عليك نعمه و انت تعصيه فاحذره.
ترجمه:
اى فرزند آدم
زمانى كه ديدى پروردگار پاكت نعمتهاى خود را پشت سر هم بتو ميبخشد و تو (بجاى
سپاسگزارى) او را معصيت و نافرمانى ميكنى پس از (عذاب و عقوبت) او بترس.
(زيرا اين آمدن نعمت پشت سر هم موجب گناه بيشتر و در نتيجه باعث زيادى
عذاب و شكنجه خواهد بود) .
6ـ اذا كنت
فى ادبار و الموت فى اقبال فما اسرع الملتقى.
ترجمه:
زمانيكه تو (در
اثر گذشتن ايام عمر) پشت بدنيا كرده (و رو بطرف مرگ نهادهاى) و مرگ (هم
بسوى) تو رو ميآورد پس چه زود (ميان تو و مرگ) ملاقات خواهد بود.
7ـ افضل
الزهد اخفاء الزهد.
ترجمه:
برترين زهد
پنهان داشتن آن (از انظار مردم) است.
8ـ اشرف
الغنى ترك المنى.
ترجمه:
شريفترين
توانگرى و بى نيازى رها كردن آرزوها است.
9ـ اياك و
مصادقة الاحمق فانه يريد ان ينفعك فيضرك،و اياك و مصادقة البخيل فانه
يقعد عنك احوج ما تكون اليه،و اياك و مصادقة الفاجر فانه يبيعك بالتافه،و
اياك و مصادقة الكذاب فانه كالسراب يقرب عليك البعيد و يبعد عليك
القريب.ترجمه:
از دوستى
احمق بر حذر باش زيرا كه او ميخواهد بتو سودى رساند (ولى بعلت بيخردى)
زيان ميرساند،و از دوستى بخيل دورى كن (كه اگر از او چيزى بخواهى) خود را
از تو نيازمندتر نشان ميدهد،و از دوستى بدكار سخت بپرهيز كه ترا ببهاى
ناچيزى ميفروشد،و از دوستى دروغگو دورى گزين كه او مانند سراب است (ترا
ميفريبد) دور را بتو نزديك و نزديك را از تو دور گرداند.
10ـ لسان
العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه.
ترجمه:
زبان خردمند
پشت قلب او است و قلب احمق پشت زبان او (خردمند ابتداء تأمل و انديشه كند
آنگاه سخن گويد و احمق و نادان اول سخن گويد بعد بفكر و انديشه افتد) .
11ـ سيئة
تسوءك خير عند الله من حسنة تعجبك.
ترجمه:
گناه و عمل
بدى (كه از تو سر زند و) ترا اندوهگين كند در نزد خدا بهتر از كردار نيكى
است كه ترا بعجب و خودبينى وا دارد.
12ـ الظفر
بالحزم،و الحزم باجالة الرأى،و الرأى بتحصين الاسرار.
ترجمه:
پيروزى يافتن
(در كارها) باحتياط و دور انديشى است و حزم و احتياط بكار انداختن نيروى
فكر و انديشه است و رأى و انديشه بمحكم نگاهداشتن اسرار است.
13ـ احذروا
صولة الكريم اذا جاع و اللئيم اذا شبع.
ترجمه:
بترسيد از
صولت و سطوت كريم هنگاميكه گرسنه شود و از حمله و سلطه لئيم موقعيكه سير
شود .
14ـ اولى
الناس بالعفو اقدرهم على العقوبة.ترجمه:
هر كه بكيفر
رسانيدن (دشمن يا خطا كار) تواناتر باشد بعفو و بخشيدن او سزاوارتر است .
15ـ لا غنى
كالعقل و لا فقر كالجهل و لا ميراث كالادب و لا ظهير كالمشاورة.
ترجمه:
هيچ بى نيازى
مانند عقل و هيچ فقرى مانند جهل و هيچ ميراثى همچون ادب و هيچ پشتيبانى
مانند مشورت نيست.
16ـ اهل
الدنيا كركب يسار بهم و هم نيام.
ترجمه:
مردم دنيا
مانند كاروانيانى هستند كه آنها را در حال خواب سير ميدهند (و موقعيكه
مرگشان فرا رسيد و بزندگى آنها خاتمه داد از خواب بيدار مىشوند و اين
بيدارى بحال آنان سودى ندهد) .
17ـ العفاف
زينة الفقر و الشكر زينة الغنى.
ترجمه:
پاكدامنى
زينت تهيدستى و سپاسگزارى زيور توانگرى است.
18ـ اذا تم
العقل نقص الكلام.
ترجمه:
هر گاه عقل (آدمى)
كمال يابد سخنش نقصان پذيرد (پر حرفى دليل بيخردى است) .
19ـ نفس
المرء خطاه الى اجله.
ترجمه:
هر نفسى كه
انسان ميكشد يكقدم بسوى مرگش بر ميدارد.
20ـ من اصلح
ما بينه و بين الله اصلح الله ما بينه و بين الناس،و من اصلحامر اخرته
اصلح الله له امر دنياه،و من كان له من نفسه واعظ كان عليه من الله حافظ.
ترجمه:
هر كه آنچه
را كه ميان او و خدا است (بوسيله تقوى) اصلاح كند خداوند آنچه را كه ميان
او و مردم است بصلاح آورد،و كسيكه كار آخرتش را اصلاح كند خداوند براى او
كار دنيايش را درست كند،و هر كه را از خويشتن براى خود پند دهندهاى باشد
از جانب خدا براى او محافظى خواهد بود.
21ـ مثل
الدنيا كمثل الحية لين مسها و السم النافع فى جوفها،يهوى اليها الغر
الجاهل و يحذرها ذو اللب العاقل.
ترجمه:
داستان دنيا
بداستان مار گزندهاى ماند كه دست سودن بدان نرم و در اندرونش زهر كشنده
است،نادان فريب خورده بسوى آن رود ولى خردمند دانا از آن دورى گزيند.
22ـ شتان ما
بين عملين:عمل تذهب لذته و تبقى تبعته و عمل تذهب مؤونته و يبقى اجره.
ترجمه:
چقدر اختلاف
و دورى است بين دو كار:يكى عملى كه لذتش رفته و زيان و رنج آن باقى بماند
(مانند لذايذ شهوانى) و ديگرى عملى كه (مانند اعمال عبادى) رنج آن رفته و
مزد و پاداشش باقى ماند.
23ـ عظم
الخالق عندك يصغر المخلوق فى عينك.
ترجمه:
عظمت
آفريدگار در نزد تو مخلوق را در چشم تو كوچك گرداند.
24ـ ان لله
ملكا ينادى فى كل يوم:لدوا للموت و اجمعوا للفناء وابنوا للخراب.
ترجمه:
خداوند را
فرشتهاى است كه هر روز فرياد ميزند (اى مردم) زاد و ولد كنيد براى مردن
و جمع كنيد براى فانى شدن و بنا كنيد براى خراب شدن.
25ـ لا يكون
الصديق صديقا حتى يحفظ اخاه فى ثلاث:فى نكبته و غيبته و وفاته.
ترجمه:
دوست اگر در
سه مورد دوستش را حمايت نكند دوست نيست:در شدت و گرفتارى او،و در غيبت وى
و پس از مرگش.
26ـ من اعطى
اربعا لم يحرم اربعا:من اعطى الدعاء لم يحرم الاجابة،و من اعطى التوبة لم
يحرم القبول،و من اعطى الاستغفار لم يحرم المغفرة،و من اعطى الشكر لم
يحرم الزيادة.
ترجمه:
كسى را كه
چهار چيز بخشيدند از چهار چيز محروم نماند:بكسى كه توفيق دعا داده شد از
استجابت آن محروم نگرديد،و كسى را كه (راه) توبه نشان دادند از قبول شدن
آن بى نصيب نماند،و آنرا كه استغفار دادند از آمرزش نا اميد نگشت،و كسى
را كه سپاسگزارى (از نعمتها) بخشيدند از فزونى آن محروم نگرديد.
27ـ استنزلوا
الرزق بالصدقة و من ايقن بالخلف جاد بالعطية.
ترجمه:
بوسيله صدقه
دادن روزى را (از آسمان رحمت و كرم خدا) پايين آوريد و كسى كه بباز يافتن
عوض يقين نمود در بخشيدن سخى مىشود.
28ـ ينزل
الصبر على قدر المصيبة،و من ضرب على فخذه عند مصيبته حبط اجره.ترجمه:
صبر و
شكيبائى باندازه مصيبت داده مىشود،و كسى كه هنگام گرفتاريش (كم طاقتى
نموده و دست خود را) برانش زند اجرش ضايع گردد.
29ـ المرء
مخبوء تحت لسانه.
ترجمه:
مرد در زير
زبانش نهفته است (تا مرد سخن نگفته باشدـعيب و هنرش نهفته باشد)
30ـ هلك امرؤ
لم يعرف قدره.
ترجمه:
كسى كه قدر و
قيمت خود را نشناخت تباه گشت.
31ـ لا يعدم
الصبور الظفر و ان طال به الزمان.
ترجمه:
شخص صبور و
شكيبا پيروزى را از دست ندهد اگر چه زمان (شكيبائى) بر او طولانى شود.
32ـ الراضى
بفعل قوم كالداخل فيه معهم،و على كل داخل فى باطل اثمان:اثم العمل به،و
اثم الرضا به.
ترجمه:
آنكه بكار
گروهى راضى شود مانند اينست كه با آنان در انجام آن كار شركت داشته است،و
بهر كسى كه در كار باطلى داخل شود دو گناه است:يكى گناه انجام عمل و
ديگرى گناه رضايت بدان عمل.
33ـ ايها
الناس،اتقوا الله الذى ان قلتم سمع و ان اضمرتم علم،و بادروا الموت الذى
ان هربتم منه ادرككم و ان اقمتم اخذكم و ان نسيتموه ذكركم.ترجمه:
اى مردم
بترسيد از خداوندى كه اگر (سخن) گوئيد بشنود و اگر در دل پنهان داشتيد
بداند،و (با تهيه توشه براى آخرت) بر مرگ پيشدستى كنيد كه اگر از آن
بگريزيد شما را دريابد و اگر بايستيد شما را ميگيرد و اگر فراموشش كنيد
شما را ياد ميكند.
34ـ من وضع
نفسه مواضع التهمة فلا يلومن من اساء به الظن.
ترجمه:
هر كه خود را
در محلهاى مورد تهمت قرار دهد نبايد كسى را كه نسبت بوى بدگمان شده است
سرزنش نمايد.
35ـ من استبد
برأيه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولها.
ترجمه:
هر كه خود
رأى باشد بهلاكت افتد و كسى كه با مردان مشورت كند در عقلهاى آنها شركت
جويد .
36ـ ترك
الذنب اهون من طلب التوبة.
ترجمه:
ترك گناه از
طلب توبه آسانتر است.
37ـ كل وعاء
يضيق بما جعل فيه الا وعاء العلم فانه يتسع به.
ترجمه:
هر ظرفى
بوسيله آنچه در آن نهند تنگ گردد (حجمش كاهش يابد) مگر ظرف علم (عقل و
ذهن) كه وسيعتر گردد.
38ـ من حاسب
نفسه ربح و من غفل عنها خسر و من خاف امن و من اعتبر ابصر و من ابصر فهم
و من فهم علم.
ترجمه:
هر كه (پيش
از مرگ) از خود حساب كشيد سود برد و هر كه از آن غفلتنمود زيان كرد و
كسيكه (از خدا) ترسيد (از عذاب آخرت) ايمن گشت و آنكه پند گرفت بينا گريد
و هر كه بينا گرديد فهميد و آنكه فهميد (در امور دين) دانا شد.
39ـ فى تقلب
الاحوال علم جواهر الرجال.
ترجمه:
در ديگر
گونيهاى روزگار گوهر مردان دانسته شود.
40ـ بئس
الزاد الى المعاد العدوان على العباد.
ترجمه:
ستم كردن بر
بندگان (خدا) بد توشهاى است براى روز رستاخيز.
41ـ من اشرف
افعال الكريم غفلته عما يعلم.
ترجمه:
تغافل و چشم
پوشى كريم از آنچه ميداند از شريفترين كارهاى اوست.
42ـ الايمان
معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالاركان.
ترجمه:
ايمان شناختن
و معتقد بودن از روى قلب و اعتراف و اقرار بزبان و عمل نمودن با اعضاء و
جوارح بدن است.
43ـ ان قوما
عبدو الله رغبة فتلك عبادة التجار،و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة
العبيد،و ان قوما عبدو الله شكرا فتلك عبادة الاحرار.
ترجمه:
گروهى خدا را
از روى ميل (بثواب و پاداش آخرت) بندگى كردند كه اين عبادت تاجران است و
قومى خدا را از ترس (جهنم) بندگى نمودند اين هم عبادت غلامان است و گروه
ديگر خدا را (سزاوار پرستش ديده و) براى سپاسگزارى بندگى اختيار كردند
اين عبادت آزادگان است .
44ـ يوم
المظلوم على الظالم اشد من يوم الظالم على المظلوم.ترجمه:
روز (دادخواهى)
ستمديده بر ستمگر سختتر از روز ستمگر بر ستمكش است.
45ـ اتق الله
بعض التقى و ان قل،و اجعل بينك و بين الله سترا و ان رق.
ترجمه:
از خداوند
اگر چه بمقدار كم هم باشد بترس و ميان خود و خداوند پردهاى هر چند كه
نازك هم باشد قرار ده.
46ـ ان لله
تعالى فى كل نعمة حقا فمن اداه زاده منها و من قصر عنه خاطر بزوال نعمته.
ترجمه:
خداى تعالى
را در هر نعمتى حقى است (كه بايد شكر آن نعمت را بجا آورد) پس هر كه آنرا
ادا كند خداوند آن نعمت را باو زياد گرداند و هر كه در اين باره كوتاهى
ورزد خداوند نعمتش را در خطر زوال اندازد.
47ـ يابن ادم
لا تحمل هم يومك الذى لم يأتك على يومك الذى قد اتاك فانه ان يك من عمرك
يات الله فيه برزقك.
ترجمه:
اى فرزند آدم
امروز براى (رزق) فرداى نيامده اندوهگين مباش زيرا اگر آن روز از عمر تو
باشد و تو زنده بمانى خداوند در آنروز روزى ترا ميرساند.
48ـ من ظن بك
خيرا فصدق ظنه.
ترجمه:
كسى كه در
باره تو گمان نيك برد (انتظار احسان و انفاق ترا داشته باشد) پس گمان او
را راست گردان (در بارهاش نيكى كن)
49ـ عرفت
الله بفسخ العزائم و حل العقود.
ترجمه:
خدا را از
بهم خوردن تصميمات و ارادهها و بگشوده شدن گرهها (مشكلات) شناختم.
50ـ مرارة
الدنيا حلاوة الاخرة و حلاوة الدنيا مرارة الاخرة.
ترجمه:
تلخى دنيا (تحمل
رنج و زحمت در برابر انجام تكاليف عبادى) شيرينى (سعادت و راحتى) آخرتست
و شيرينى دنيا (لذايذ نامشروع كه از هواى نفس سرچشمه ميگيرد موجب) تلخى (عذاب
و عقوبت) آخرتست.
51ـ يابن ادم
كن وصى نفسك و اعمل فى مالك ما تؤثر ان يعمل فيه من بعدك.
ترجمه:
اى فرزند آدم
تو خود وصى خود باش و آنچه را كه ميخواهى از مال و دارائى تو پس از مرگ
در بارهات انجام دهند تو خود پيش از مرگ انجام بده.
52ـ اذا
املقتم فتاجروا الله بالصدقة.
ترجمه:
آنگاه كه
تنگدست و نيازمند شديد بوسيله صدقه دادن با خداوند تجارت كنيد (تا در كار
روزى شما گشايشى حاصل شود) .
53ـ من تذكر
بعد السفر استعد.
ترجمه:
كسى كه دورى
سفر (آخرت) را بياد آرد (تا اجل نرسيده است با توشه تقوى و اعمال صالحه)
خود را آماده سازد.
54ـ لو لم
يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه.
ترجمه:
اگر خداوند (بوسيله
پيغمبران مردم را) از معصيت و نافرمانى خود نترسانيده بود (باز هم) براى
سپاسگزارى از نعمتهاى او واجب بود كه او را نافرمانى نكنند.
55ـ ما اكثر
العبر و اقل الاعتبار.ترجمه:
عبرتها و
پندها چه بسيارند و عبرت گرفتن و پند پذيرى چقدر كم است.
56ـ الناس
ابناء الدنيا و لا يلام الرجل على حب امه.
ترجمه:
مردم پسران
دنيا هستند و شخص بر دوستى مادرش ملامت نشود.[ولى دوستى دنيا آنقدر نبايد
باشد كه انسان را وادار بگناه كند]
57ـ ان
المسكين رسول الله فمن منعه فقد منع الله و من اعطاه فقد اعطى الله.
ترجمه:
مسكين و
نيازمند (كه پيش كسى رود و چيزى خواهد) فرستاده خدا است پس هر كه او را
رد كند و باز دارد خدا را رد كرده است و هر كه باو چيزى بخشد بخدا داده
است.
58ـ لا يصدق
ايمان عبد حتى يكون بما فى يد الله سبحانه اوثق منه بما فى يده.
ترجمه:
ايمان بندهاى
درست نيست تا اعتمادش بدانچه در دست (قدرت) خداوند سبحان است بيشتر باشد
از آنچه در دست خود اوست.
59ـ اتقوا
معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاكم.
ترجمه:
از انجام
گناهان و نافرمانيهاى خدا در خلوتها و پنهانيها بپرهيزيد زيرا كه شاهد و
بيننده خود داور و حاكم است.
60ـ اقل ما
يلزمكم لله سبحانه ان لا تستعينوا بنعمه على معاصيه.
ترجمه:
كمترين چيزى
كه شما براى خداوند سبحان الزام داريد اينست كه از نعمتهاىاو براى انجام
گناهان يارى نطلبيد.
61ـ الغنى
الاكبر اليأس عما فى ايدى الناس.
ترجمه:
بى اعتنائى و
اميد نداشتن بدانچه در دست مردم است بزرگترين توانگرى است.
62ـ لو رأى
العبد الاجل و مصيره لا بغض الامل و غروره.
ترجمه:
اگر بنده (با
ديده دل) مرگ خود و جاى باز گشتش را ببيند يقينا آرزو و فريب آن را دشمن
دارد.
63ـ لكل امرىء
فى ماله شريكان:الوارث،و الحوادث.
ترجمه:
براى دارائى
و مال هر كسى دو شريك وجود دارد:يكى ارث برنده و ديگرى حوادث روزگار.
64ـ اشد
الذنوب ما استهان به صاحبه.
ترجمه:
سختترين
گناهان (در نزد خدا) گناهى است كه مرتكب آن آنرا سبك و كوچك شمارد.
65ـ اكبر
العيب ان تعيب ما فيك مثله.
ترجمه:
بزرگترين عيب
آنست كه (در باره ديگران) عيب بدانى آنچه را كه مانند آن در وجود تو باشد
.
66ـ البخل
جامع لمساوى العيوب و هو زمام يقاد به الى كل سوء.
ترجمه:
بخل جمع
كننده بديها و زشتىها است و آن مهارى است كه (انسان بوسيله آن) بسوى هر
بدى كشيده شود.ـما خير بخير بعده النار،و ما شر بشر بعده الجنة و كل نعيم
دون الجنة محقور و كل بلاء دون النار عافية.
ترجمه:
هر خير و
خوشى كه بدنبال آن آتش باشد خير و خوشى نيست و آن شر و رنجى كه بعدش بهشت
باشد شر و رنج نيست و هر نعمتى نسبت به بهشت بسيار حقير و كوچك است و هر
بلاء و محنتى در برابر آتش دوزخ عافيت و آسايش است.
68ـ ما احسن
تواضع الاغنياء للفقراء طلبا لما عند الله!و احسن منه تيه الفقراء على
الاغنياء اتكالا على الله.
ترجمه:
چه نيكو است
فروتنى توانگران بدرويشان براى بدست آوردن پاداشى كه در نزد خدا (براى
اين عمل) است!و از آن نيكوتر بى اعتنائى فقراء بر توانگران است بجهت
اعتماد و توكلى كه بر خداوند دارند.
69ـ من اصلح
سريرته اصلح الله علانيته،و من عمل لدينه كفاه الله امر دنياه.
ترجمه:
هر كس باطن
خود را اصلاح كند خداوند ظاهر او را نيكو گرداند،و هر كه براى دين و
آخرتش كار كند خداوند كارهاى دنياى او را كفايت ميكند.
70ـ كفاك من
عقلك ما اوضح لك سبل غيك من رشدك.
ترجمه:
(اين سود و
فايده) از عقل تو برايت كافى است كه راههاى گمراهى را از راه راست و
هدايت برايت آشكار سازد.
71ـ الحلم
غطاء ساتر و العقل حسام قاطع،فاستر خلل خلقك بحملك و قاتل هواك
بعقلك.ترجمه :
بردبارى پردهاى
است پوشاننده و عقل شمشيرى است برنده،پس عيوب اخلاقى خود را با (پرده)
حلم بپوشان و هواى نفس را با (شمشير) عقلت بكش.
72ـ لا ينبغى
للعبد ان يثق بخصلتين:العافية و الغنى،بينا تراه معافى اذ سقم و بينا
تراه غنيا اذ افتقر.
ترجمه:
براى بنده
شايسته نيست كه بدو خصلت عافيت و توانگرى اعتماد كند (زيرا) در اثنائى كه
او را سلامت بينى ناگاه بيمار شود و در اثنائى كه توانگرش بينى ناگهان
نيازمند گردد .
73ـ ان اعظم
الحسرات يوم القيامة حسرة رجل كسب مالا فى غير طاعة الله فورثه رجل
فانفقه فى طاعة الله سبحانه فدخل به الجنة و دخل الاول به النار.
ترجمه:
در روز قيامت
بزرگترين حسرتها حسرت مردى است كه (در دنيا) مالى را از راه حرام بدست
آورد و مرد ديگرى آنرا بارث برده و در راه خدا انفاق نمايد (در نتيجه مرد
دومى بوسيله اين عمل) داخل بهشت گردد و اولى داخل دوزخ شود.
74ـ اذكروا
انقطاع اللذات و بقاء التبعات.
ترجمه:
(هنگام عيش و
نوش و انجام منهيات) بياد تمام شدن لذتها و باقيماندن عقوبات آنها باشيد
.
75ـ من عظم
صغار المصائب ابتلاه الله بكبارها.
ترجمه:
هر كه مصيبتهاى
كوچك را بزرگ شمارد خداوند او را بمصيبتهاى بزرگگرفتار كند.
76ـ من كرمت
عليه نفسه هانت عليه شهواته.
ترجمه:
هر كه عزت
نفس داشت شهوات و تمايلاتش نزد او پست و بيمقدار گردند.
77ـ منهومان
لا يشبعان:طالب علم و طالب دنيا.
ترجمه:
دو حريصند كه
سير نشوند:جوينده علم (كه هر چه ياد گيرد بيشتر شيفته علم گردد) و طالب
دنيا (هر چه بدست آرد حريصتر شود) .
78ـ لا يرى
الجاهل الا مفرطا او مفرطا.
ترجمه:
نادان ديده
نميشود مگر در حال افراط يا تفريط (كارهايش از روى نظم و حساب نيست) .
79ـ ما اخذ
الله على اهل الجهل ان يتعلموا حتى اخذ على اهل العلم ان يعلموا.
ترجمه:
خداوند از
نادانان براى ياد گرفتن پيمان نگرفت تا اينكه از دانشمندان براى ياد دادن
پيمان گرفت.
80ـ ضع فخرك
و احطط كبرك و اذكر قبرك.
ترجمه:
فخر و نازت
را كنار گذار كبرت را بشكن و (تنگى و تاريكى) گورت را بياد آور.
از غرر الحكم
حكم كامثال
النجوم تبلجت من ضوء ما ضمنت من الاسرار و ترى من الكلم القصار جوامعا
يغنيك عن سفر من الاسفار
1ـ الوله
بالدنيا اعظم فتنة.
ترجمه:
بدنيا شيفته
شدن بزرگترين گرفتارى است.
2ـ العلم كنز
عظيم لا يفنى.
ترجمه:
علم و دانش
گنجينه بزرگى است كه فانى نشود.
3ـ الدين
شجرة اصلها التسليم و الرضا.
ترجمه:
دين درختى را
ماند كه ريشهاش تسليم و رضا (بر مقدرات الهى) است.
4ـ الجهاد
عماد الدين و منهاج السعداء.
ترجمه:
جهاد (در راه
خدا) ستون دين و روش نيكبختان است.
5ـ الرضاء
بقضاء الله يهون عظيم الرزايا.ترجمه:
بقضاى الهى
راضى بودن مصائب و گرفتاريهاى بزرگ را آسان گرداند.
6ـ الامل
يقرب المنية و يباعد الامنية.
ترجمه:
آرزوى (دراز)
مرگ را نزديك گرداند و انسان را از مقصد خود دور سازد.
7ـ العاقل لا
يتكلم الا لحاجته او لحجته و لا يشتغل الا بصلاح اخرته.
ترجمه:
خردمند جز
براى حاجتش و يا براى حجت و دليل آوردن (بر مطلب حقش) سخن نگويد و جز
باصلاح امور آخرتش اشتغال نجويد.
8ـالخشية من
عذاب الله شيمة المتقين.
ترجمه:
از عذاب خدا
ترسيدن روش و خوى پرهيزكاران است.
9ـ المؤمن
حذر من ذنوبه يخاف البلاء و يرجو رحمة ربه.
ترجمه:
مؤمن (هميشه)
از گناهانش بيمناك است از بلا و گرفتارى خوفناك و برحمت پروردگارش
اميدوار است.
10ـ البكاء
من خيفة الله للبعد عن الله عبادة العارفين.
ترجمه:
گريه از ترس
خدا براى دور ماندن از درگاه خدا عبادت عارفان است.
11ـ الجبن و
الحرص و البخل غرائز سوء يجمعها سوء الظن بالله.
ترجمه:
ترس و
حرص و بخل خويهاى زشتى هستند كه بدگمانى بخدا آنها را يكجا گرد
آورد.
12ـ العاقل
اذا سكت فكر و اذا نطق ذكر و اذا نظر اعتبر.
ترجمه:
خردمند چون
خاموشى گزيند ميانديشد و چون سخن گويد ياد خدا كند و زمانيكه نگاه نمايد
عبرت گيرد.
13ـ السعيد
من خاف العقاب فامن و رجا الثواب فاحسن.
ترجمه:
نيكبخت كسى
است كه از عقوبت (آخرت) بترسد در نتيجه ايمن گردد و بپاداش اميدوار باشد
و كار نيك انجام دهد.
14ـ الزهد
تقصير الامال و اخلاص الاعمال.
ترجمه:
زهد كوتاه
كردن آرزوها و خالص نمودن اعمال (براى خدا) است.
15ـ العلم
خير من المال،العلم يحرسك و انت تحرس المال.
ترجمه:
علم و دانش
بهتر از مال و دارائى است علم ترا نگهدارى كند در حاليكه مال را تو بايد
نگهداريش كنى.
16ـ الصبر عن
الشهوة عفة و عن الغضب نجدة و عن المعصية ورع.
ترجمه:
صبر كردن از
شهوتهاى نفسانى پاكدامنى است و از اعمال خشم بزرگوارى است و از معصيت و
گناه پارسائى است.
17ـ المتقون
اعمالهم زاكية و اعينهم باكية و قلوبهم و جلة.
ترجمه:
پرهيزكاران (كسانى
هستند كه) اعمالشان پاكيزه و چشمانشان گريان و دلهايشان (از خوف خدا)
ترسان است.
18ـ
الطمأنينة الى كل احد قبل الاختبار من قصور العقل.
ترجمه:
خاطر جمع شدن
بهر كسى پيش از آزمايش از كم خردى است.
19ـ الصبر
صبران،صبر فى البلاء حسن جميل و احسن منه الصبر فى المحارم.
ترجمه:
صبر دو گونه
است يكى صبر در موقع بلا و گرفتارى كه (چنين صبرى) نيكو و زيبا است و
بهتر از آن صبر در (عدم ارتكاب) محرمات است.
20ـ البكاء
من خشية الله ينير القلب و يعصم عن معاودة الذنب.
ترجمه:
از خوف خدا
گريستن قلب را نورانى كرده و از بازگشت بارتكاب گناه باز دارد.
21ـ الكلام
فى وثاقك ما لم تتكلم به فاذا تكلمت به صرت فى وثاقه.
ترجمه:
سخن در
اختيار و بندتست ماداميكه آنرا تكلم نكردهاى پس چون آنرا تكلم نمودى تو
در بند آن در آمدى.
22ـ التوبة
ندم بالقلب و استغفار باللسان و ترك بالجوارح و اضمار ان لا يعود.
ترجمه:
توبه و
بازگشت بخدا بدل پشيمان شدن و بزبان آمرزش خواستن و ترك (عمل بد) باعضاء
و جوارح،و نيت بعدم بازگشت (بسوى گناه) است.
23ـ الانس فى
ثلاثة:الزوجة الموافقة،و الولد البار،و الاخ الموافق.
ترجمه:
آرامش و انس
در سه چيز است:زن سازگار،و فرزند نيك رفتار،و دوست موافق.
24ـ العدل
انك اذا ظلمت انصفت و الفضل انك اذا قدرت عفوت.
ترجمه:
عدل آنست كه
چون تو خود ستم كردى از خودت داد خواهى و فضل و برترى آنست كه چون قدرت
يافتى عفو كنى.
25ـ الخوف من
الله فى الدنيا يؤمن الخوف فى الاخرة منه.
ترجمه:
در دنيا از
خدا ترسيدن شخص را از ترس خدا در آخرت ايمن گرداند.
26ـ احسن الى
من اساء اليك و اعف عمن جنى عليك.
ترجمه:
بكسى كه بتو
بدى كرده نيكى كن و از كسى كه بتو ستم كرده در گذر.
27ـ الزم
الصدق و الامانة فانها سجية الاخيار.
ترجمه:
ملازم راستى
و امانت باش كه آنها روش و خوى نيكان است.
28ـ اد
الامانة الى من ائتمنك و لا تخن من خانك.
ترجمه:
امانت را
بكسى كه بتو سپرده رد كن و بكسى كه بتو خيانت كند خيانت مكن.
29ـ اكرم
ضيفك و ان كان حقيرا و قم عن مجلسك لابيك و معلمك و لو كنت اميرا.
ترجمه:
مهمانت را
گرامى دار اگر چه شخص حقيرى باشد و براى احترام پدر و معلمت از جاى خود
برخيز اگر چه امير باشى.
30ـ انظر الى
الدنيا نظر الزاهد المفارق و لا تنظر اليها نظر العاشق الوامق.ترجمه:
بدنيا مانند
نگاه شخص زاهد و كنارهگير نگاه كن و مانند نگاه عاشق دلباخته نگاهش مكن
.