برگزاری طرح «آيه آيه تا ظهور» همراه با 1080 ختم قرآن در مهديشهر

طرح قرآنی «آيه آيه تا ظهور» قرائت روزانه قرآن كريم به نيت سلامتی و تعجيل در فرج حضرت وليعصر(عج) از ابتدای سال آينده در مهديشهر آغاز می‌شود و در اين راستا طی يك سال 1080 ختم قرآن صورت می‌گيرد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در مهديشهر، «علی محمد جعفريان» يكی از مجريان طرح قرآنی آيه آيه تا ظهور با اشاره به اينكه اين طرح يك ساله است، گفت: در اين طرح كه 360 نفر در اجرای آن مشاركت دارند، هر فرد توسط يك تقويم آموزشی قرآنی تعيين شده، هر روز با مراجعه به اين تقويم كه جزء و حزب را در آن روز برای فرد مشخص كرده است، می‌تواند يك حزب از قرآن را تلاوت كند.

وی افزود: با اين روش روزانه سه مرتبه ختم تلاوت قرآن كريم به نيت سلامتی و تعجيل در ظهور آخرين ذخيره الهی، امام زمان‌(عج) توسط مردم قرآن‌مدار و ولايت‌مدار مهدی‌شهر انجام می‌شود.

جعفريان با اشاره به اينكه كه هر فرد طی 120 روز يك‌بار قرآن كريم را ختم و طی يك سال، سه مرتبه ختم می‌كند، اظهار كرد: در مجموع طی يك سال با حضور 360 نفر از علاقه‌مندان و هر روز سه مرتبه ختم قرآن با كمك تقويم آموزشی، 1080 مرتبه ختم قرآن به نيت سلامتی و تعجيل در امر فرج مهدی موعود(عج) صورت می‌پذيرد.

وی در ادامه تأكيد كرد: يكی از ويژگی‌های اين طرح اين است كه افراد شركت‌كننده روزانه با تلاوت يك حزب از قرآن به ياد آقا امام زمان(عج) قلب خود را از انوار قرآن و عترت انباشته و اين‌گونه دوران انتظار و آرزوی فرج را در اين برهه از زمان پشت سر می‌گذارند.

جعفريان در پايان گفت: انجمن قرآن و نهج‌البلاغه، كانون فرهنگی ـــ هنری لقمان حكيم دارالقرآن مهديشهر و كانون مهدويت و انتظار مهديشهر اين شهرستان از مجريان طرح قرآنی آيه آيه تا ظهور در دومين سال هستند.

موضوع «دنيا از ديدگاه نهج‌البلاغه» بررسی شد

 موضوع «دنيا از ديدگاه نهج‌البلاغه» عنوان مقاله‌ای است كه مورد بررسی قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه مركزی، در اين مقاله آمده است: چگونه بودن دنيا و بر حذرداشتن از آن در خطبه 81 نهج‌البلاغه مورد بررسی قرار گرفته است كه آمده است: «ما اصف من دار اولها عنا» و آخر ها ننا» ما فی حلا لهاحساب، وفی حرام‌ها عقاب؛ چه بگويم درباره سرايی، كه آغازش رنج است و پايانش زوال و فنا. حلالش را حساب است و حرامش را عقاب. هركه برای به چنگ آوردنش تلاش كند، بدان دست نيابد و آنكه از تلا ش باز ايستد، دنيا خود به او روی نهد».

در اين خطبه مسلم است كه مقصود حضرت علی(ع) از دنيا خود جهان طبيعت با آن همه قوانين و شگفتی‌ها و عظمت‌هايش كه نمايشگر قدرت و مشيت و حكمت بالغه خداوندی است، نمی‌باشد. همچنين مقصود از انسان «آنچنان كه هست» نيست. بلكه مقصود حضرت اميرالمومنين ارتباط حيات طبيعی محض انسانی است با رويه محسوسی از عالم طبيعت اكنون می‌پردازيم به توصيفات دنيا از ديدگاه آن حضرت، آغاز اين دنيا توام با مشقت است: چگونگی رشد حيات در جنين و ورود كودك به اين دنيا، كه از ناتوان‌ترين نوزادان جانداران است. نه آگاهی دارد نه اختيار و نه حتی قدرتی كه در كوچكترين مساله با آن ابراز احساسات نمايد. تدريجا دوران آگاهی ابتدايی او فرا می‌رسد، در زير رگبار «بكن و مكن» «بايد و نبايد»، «می‌شود و نمی‌شود» دست و پا می‌زند.

دوران جوانی فرا می‌رسد. در اين دوران انسان می‌تواند، اما نمی‌داند و هنگاميكه دوران دانستنش فرامی‌رسد، توانستنش روبه زوال و فنا رفته است. اين است آغاز ورود به صحنه حيات طبيعی محض در رويه محسوس عالم طبيعت.

پايان ارتباط حيات طبيعی بارويه محسوس عالم طبيعت، فناو زوال است: اين مساله را به وضوح در آيه زير می‌توان مشاهده كرد.« كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ؛ هر نفسى چشنده مرگ است آنگاه به سوى ما بازگردانيده خواهيد شد»(عنكبوت آيه 57).

در قسمتی ديگر از اين خطبه به اين مساله برمی‌خوريم. اين مساله كه بشر در آينده روزی را برای بررسی زندگيش خواهد ديد كه معاد ناميده می‌شود، ترديدی نيست و آنچه كه مورد نظر است، موضوعاتی است كه انسان‌ها درباره آن‌ها مسئول واقع خواهند گشت، می‌توان گفت: با نظر به مجموعه آيات قرآنی و روايات معتبر اين مساله ثابت است كه همه حركات انسان در زندگی دنيوی خواه تصرف در اموال باشد و خواه اعمال غيرمالی، همه و همه، در روز قيامت به او نشان داده خواهند شد. «ان الينا ايابهم. ثم ان علينا حسابهم» (غاشيه آيه 25)«البته برگشت آنان به سوی ماست. و قطعا برماست كه درباه آنان محاسبه نمائيم.»، «وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ؛ و ترازوهاى داد را در روز رستاخيز مى‏نهيم پس هيچ كس [در] چيزى ستم نمى‏بيند و اگر [عمل] هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‏آوريم و كافى است كه ما حسابرس باشيم» (انبيا» آيه 47). از اين آيه بر می‌آيد: هر چه كه انسان در اين دنيا برای زندگی مطابق فرمان الهی از خدا گرفته مسوول بوده و روز قيامت درباه آن محاسبه خواهد شد.

مذمت دنيا و دوری از آن؛ «و اما بعد فانی احذركم الدنيا، فانها حلوه خضره، حفت بالشهوات و تحببت بالعاجله و راقت بالقليل و تحللت بالا مال و تزينت بالغرور» (خطبه 110) شما را از دنيا برحذر می دارم كه در كام شيرين است و در چشم سبز و خرم و پيچيده در خواهش های نفسانی. مردمان را با نعمت زوال يابنده خود به دوستی فرا می خواند و متاع اندكش را در چشم آنان زيبا جلوه كند».

انسان در مقابل آرايش‌ها و نمايش‌های جالب دنيا؛ اميرالمومنين(ع) در سخنانش درباره زينت دنيا و آرايش‌های متنوع آن مطالب جالبی فرموده اند. در برخی موارد مردم را از آن بر حذر داشته‌اند و در بعضی ديگر موارد زيبايی آسمان را به وسيله ستارگان مورد توجه قرار داده‌اند. برای توضيح و تفسير مقصوداميرالمومنين در موضوع زيبائی به طور عموم چند مطلب را می‌توان گفت: اگرچه زينت در لغت اعم از جمال است اما در اينجا به دو جنبه آن پرداخته می‌شود يكی معنای مطلوب دارد كه زيبايی مطلوب عموم اشيای جالب را می‌گويند اگرچه زيبا نباشد و ديگری معنای زيبايی هم محسوس را دارد و هم معقول. «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا؛ مال و پسران زيور زندگى دنيايند و نيكی‌هاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر اميد [نيز] بهتر است» (كهف آيه 46)

هم‌چنين زينت به مطلوبيت عملی نيز هم در قرآن و هم در نهج‌البلا غه وارد شده است مانند: «فزين لهم الشيطان اعمالهم» (نحل آيه 63) «و شيطان اعمالشان را در نظرشان زيبا جلوه می‌دهد» و زينت به معنای زيبايی محسوس هم در اين آيه مباركه آمده است: «انا زينا السما» الدنيا بزينه الكواكب» (صافات آيه 6) «ما آسمان دنيا را با زينت ستارگان آراستيم» و ديگر اينكه نه تنها در هيچ يك از منابع اسلا می شناخت و دريافت زيبائی و ساختن زيبائی منع نشده است، بلكه چنان كه از منابع قرآنی و حديثی برمی‌آيد زيبايی يكی از طرق حركت به فوق طبيعت و انس با جمال الهی است كه هيچ چيزی جای آن را برای مقصد نمی‌گيرد.

و بدان جهت كه اكثريت انسان‌ها در برابر امتيازات دنيوی مانند مال و فرزندان و مقام و محبوبيت و شهرت قرار می‌گيرند خود را باخته و نمی‌توانند شخصيت خود را داشته و از آن امور به عنوان وسايل مناسب بهره‌برداری نمايند، همچنان در برابر نمود زيبائی‌ها به سرعت از خود بيخود می‌گردند و اين ضعف شخصيت از يك طرف و محدوديت دانش و اطلاعات از ماهيت و علل و معلولا ت و لوازم و نتايج آن امتيازات و زيبائی‌ها از طرف ديگر، مانع از آن می‌شود كه انسان به اعماق ماهيت لوازم و نتايج آنها نفوذ كند.

مذمت دنيا؛ «و احذركم الدنيا فانها منزل قلعه، و ليست بدرا نجعه و قد تزينت بغرورها و غرت بزينتها» (خطبه 112) «شما را از دنيا بر حذر می‌دارم، كه سرايی است ناپايدار، نه جايی كه در آن بار توان گشود و دل در آن بست. به زيورهای فريبنده خود را آراسته است و به آن آرايش فريبكارانه ديگران را می‌فريبد.»

دنيا جايگاه شگفت انگيز است كه هيچ پديده‌ای و حقيقتی در آن، خالص و ناب به جريان نيفتاده است. از اين مطلب می‌توان دريافت كه در اين دنيا نبايد به دنبال صحت و سلامت مطلق گشت. زيرا هيچ انسانی نيست كه نقص و اختلال مزاجی و جسمانی نداشته باشد.

از ناآگاهی از وضع و جريان مزاج و جسم است كه اغلب بيماری‌ها و اختلالات ناگهان آغاز می‌شود. اگر كسی ادعا كند كه من يك روز تمام، با كمال آگاهی و هشياری از گذشته و حال و آينده و حوادث جاريه و عوامل آنها را در آن سه نقطه از زمان، شاد و مسرور بودم، هرگز نبايد باور كرد. اينها همگی نشان می‌دهد كه انسان با حالت‌هايی متفاوت كه از خود نشان می‌دهد هيچ گاه نمی‌تواند دردنيا به صحت و سلامت مطلق برسد. بنابراين ممكن است ظواهر فريبنده دنيا او را بفريبد.

در توصيف دنيا و آخرت: «ايها الناس، انما الدنيا دار مجاز و الا خره دار قرار، فخذو امن ممركم لمقركم، ولا تهيكوا استاركم عند من يعلم اسرار كم و اخرجوا من الدنيا قلوبكم، من قبل ان تخرج منها ابدانكم» (خطبه 194) «ای مردم» اين دنيا سرايی است كه گذرگاه شماست و آخرت، سرايی است پايدار. پس از اين سرای كه گذرگاه شماست برای آن سرای كه قرارگاه شماست، توشه برگيريد.» مهمترين نتيجه‌ای كه می‌توان از اين فرمايش حضرت علی(ع) استنباط كرد اين است كه دنيا را برای خود راهی قرار دهيم در جهت كسب توشه برای جهان باقی.

در پارسايی دنيا؛ «عبادالله اوصيكم بالرفض لهذه الدنيا النار كه لكم و ان لم تحبوا تركها» (خطبه 98) «ای بندگان خدا، شما را وصيت می‌كنم كه اين دنيا را ترك گوييد. كه دنيا شما را ترك خواهد گفت هر چند راضی به ترك او نباشيد و جسمتان را كهنه می‌كند، هرچند شما خواستار تازه بودن آن باشيد.»

از جملا ت بالا چند مطلب بسيار مهم را می‌توان دريافت كه به قرار زير است: از اين دنيا اعراض كنيد كه دير يا زود از شما اعراض خواهد كرد. منظور اين نيست كه در ارتباط با دنيا سست و بی‌خيال باشيم بلكه با آن جدی برخورد كرده و در تكاپو باشيم. اين نيست كه از دنيا قهر كنيم بلكه بايد با آن دنيا آشتی كنيم.

در خطبه آمده است: ای مردم دنيايی كه به طور طبيعی شما را می پروراند و مانند گهواره شما را به حركت درمی‌آورد، دير يا زود شما را رها خواهد كرد. اين دنيا را رها كنيد، يعنی هدف اعلا ی جهان گرانبهايتان را از اين دنيا، كه عبارت است از برقراری ارتباط ما بين خود طبيعی شما و يك مشت ماديات ناآگاه، بجوييد. بلكه از آن دنيا نجوييد. اين دنيا اجسام و همه ابعاد مادی شما را تدريجا رو به زوال می برد و بالاخره می‌پوساند.

درست بينديشيد، آيا عشق به تازه ماندن كالبد مادی و ديگر شئون طبيعی می‌تواند در برابر قوانين حاكم بر هستی عرض اندام كرده و در هفتاد و هشت سالگی نشاط و طراوت بيست سالگی را انتظار داشت.وسايل آرايش و نمودهای زيور و زينت به اندازه ای محدود و تا مدتی محدود می تواند پرده ای روی واقعيت‌ها كه تبلورگاه قوانين است بكشد، نه به اندازه نامحدود بلكه تا زمان و اندازه محدود.حتی همان پرده هم كه آرايش و پيرايش روی واقعيت‌ها می كشد، با دقت و كنجكاوی در جولا ن چشم ها و نمودهای ديگر اعضا چنان شفاف زير خود را می‌‌نمايند.

دنيا و اوصاف آن: حكمت 126 امام علی(ع) هنگامی كه شنيد مردی دنيا را نكوهش می نمود (در ستودن دنيا) فرمود: ای نكوهنده دنيا كه به نيرنگ او فريفته شده‌ای و به ناراستی‌هايش گول می‌خوری! آيا به دنيا فريفته شده ای و آن را نكوهش می‌نمايی، تو بر آن جرم و گناه می‌نهی يا دنيا بر تو جرم می‌نهد؟ از كجا و چه وقت دنيا تو را سرگردان كرد، يا كی فريبت داد؟ آيا به جاهای بر خاك افتادن پدرانت و پوسيده شدن آنها يا به خوابگاه‌های مادرانت زير خاك؟ چه بسيار با دست‌های خود (به تنهايی برای بهبود درد بيمارانت) ياری نمودی و چه بسيار با دست‌هايت (بيماران را) پرستاری كردی؟ برای آنان بهبودی طلبيدی و از اطبا فايده دارو پرسيدی و با مواد داروی تو ايشان را بی نياز نمی‌كرد و گريه تو بر آنان سود نداشت و ترس تو هيچ يك از آنها را فايده نبخشيد و درباره او به خواست خود نرسيدی و به توانايی خويش بيماری و مرگ را از او دور ساختی!

و دنيا او را برای تو سرمشق قرار داد و هلاك شدن او را هلاك شدن تو (تا بدانی با تو آن خواهد كرد كه با او كرد) محققا دنيا سرای راستی است برای كسی كه (گفتار) آن را باور دارد و سرای ايمنی از عذاب الهی است برای كسی كه فهميد و آنچه را كه خبر داد دريافت و سرای توانگری است برای كسی كه از آن توشه بردارد و سرای پنداست برای كسی كه از آن پند گيرد، جای عبادت و بندگی دوستان خدا و جای نمازگزاردن فرشتگان خدا، و جای فرودآمدن وحی (پيغام) خدا و جای بازرگانی دوستداران خدا است كه در آن رحمت و فضل (او را) به دست آورده و سودشان بهشت بود پس كيست دنيا را نكوهش می‌كند در حالی كه مردم را به دوری خود (از آنها) آگاه ساخت و به جدايی خويش ندا داد و خود و اهلش (مردم) را به فنا و نيست شدن خبر داد، پس برای ايشان به گرفتاری خود گرفتاری (آخرت) را نشان داد و آنان را به شادی خويش بر شادی (آخرت) آرزومند گردانيد؟!

منابع:

نهج البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آيتی

نهج البلاغه، به تعليم فيض الاسلام

ترجمه و تفسير نهج البلاغه، محمدتقی جعفری

شرح و ترجمه نهج البلاغه، فيض الاسلام

علاقه‌مندان می‌توانند برای مشاهده كامل متن به پايگاه اينترنتی http://www.mardomsalari.com

مراجعه كنند.

سنگ و چشمه

HTML clipboard

سنگ و چشمه

زمین داغ و تفتیده بود، از آسمان آتش می بارید، همه جا تا چشم کار می کرد بیابان بود و دریای شن. خورشید سرخ سرخ بود و انگار در ستیز با سواران تشنه به زمین نزدیکتر شده بود. تشنگی اسبها را هم از پای درآورده بود، دیگر رمقی بر تن نداشتند خستگی میدان جنگ اینهمه آزارشان نداده بود که عطش و تشنگی...

یکی از سواران که قامتی بلند و کشیده داشت سرش را خم کرد و با حیرت پرسید:

- امیرالمؤمنین ما را به کجا می برد؟ ساعتهاست که در این بیابان راه می رویم; می ترسم حالا که از جنگ بسلامت برگشته ایم، تشنگی هلاکمان کند!!

- من هم سر درنمی آورم، اینطرفها آب و آبادی هم نیست; اما، امیرالمؤمنین طوری راه می روند که گویی مقصد معلوم و مشخصی دارند!

- حتما چنین است وگرنه ما را در این بیابان سوزان اینطرف و آنطرف نمی بردند.

یکی دیگر از سواران که صحبتهای آنها را شنیده بود گفت:

- می دانید که پدر من در جوانی کاروانسالار بود و این بیابان را مثل کف دست می شناخت. هرگز از او نشنیدم که از چشمه ای یا چاه آبی در این حدود نام ببرد; گذشته از این اگر آبی اینطرفها بود اقلا نشانه ای از حیات، دار و درختی، چیزی دیده می شد، من که عقلم قد نمی دهد...

- بهتر است برویم از خودشان بپرسیم.

- برویم...

هنوز چند قدم بیشتر نرفته بودند که امیرالمؤمنین به سمت آنها برگشته و در حالیکه با انگشت به طرفی اشاره می کرد فرمود:

- صومعه ای در این نزدیکی است بدان سمت می رویم، اسبها را نتازانید، تشنه اند. آهسته می رویم، دیگر چیزی نمانده تا چند دقیقه دیگر به صومعه می رسیم.

× × ×

راهب پیر با دیدن سوارانی که به آهستگی نزدیک می شدند از جا برخاست. دستهای لرزانش را سایه بان چشمها کرد و با نگرانی به سواران که نزدیکتر می شدند چشم دوخت. سرکرده سواران که کسی جز مولا امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، نبود با دیدن مرد راهب پیش رفت و پس از سلام و علیک و دعا برای مقبولیت عبادات راهب از او پرسید:

- آیا در این نزدیکی چشمه ای، چاه آبی سراغ نداری؟

- نه! در این نزدیکی چشمه آبی نیست، اما در دو فرسخی اینجا آب پیدا می شود. ما نیز آب موردنیاز خود را از آنجا تهیه می کنیم.

لبخندی بر لبان مولا نقش بست، از راهب تشکر کرد و در حالیکه به فکر فرو رفته بود از او دور شد...

همهمه ای بین سواران درگرفت، پاسخ مایوس کننده راهب آخرین بارقه های امید را از دلشان زدود، چند نفری به سمت راهب دویدند و از او تقاضای آب کردند. راهب اشاره ای به کوزه کوچکی از آب کرد و گفت:

- مرا ببخشید، بیش از چند قطره آب در این کوزه باقی نمانده، ذخیره آب صومعه نیز تمام شده و ما هم باید برای تهیه آب به چشمه ای که در دو فرسخی اینجاست برویم.

سکوتی سنگین حکمفرما شد، کسی یارای حرکت نداشت، اسبها با بی حالی روی زمین افتاده بودند، نگاهها به مولا خیره شده بود. امیرالمؤمنین محکم و پرصلابت ایستاده بود، چند قدمی جلوتر رفت، به سمت قبله برگشت و با دست به نقطه ای از زمین اشاره کرده و فرمود:

- باید این نقطه را حفر کنیم.

سواران که می دانستند که هیچ حرف مولا بی حکمت نیست به جنب وجوش افتادند. هر کس با هر وسیله ای که همراه داشت به کندن زمین پرداخت. ضربات پی درپی فرود می آمد و با هر ضربتی مقداری از خاک به کنار افکنده می شد. چشمها از فرط عطش زمین را می کاوید و لبهای تشنه، منتظر فوران آب بود.

ناگهان آه از نهاد همه برآمد به جای آب زلال از زیر خاکها تخته سنگ بزرگی هویدا شد، سنگی که هیچ ضربه ای در آن کارگر نبود. مردان دست از کار کشیدند و با ناامیدی چشم به امیرالمؤمنین دوختند.

حرکت دست مولا نشان می داد که باید سنگ را به کناری برند. اما، حرکت دادن سنگی به آن بزرگی ممکن نبود. ده دوازده مرد جنگی و تنومند آخرین توانشان را به کار گرفتند ولی سنگ از جای خود حرکت نمی کرد. بار دیگر نگاهها به امیرالمؤمنین خیره شد; به فاتح خیبر، شجاع ترین مرد عرب، ابرمرد میدان جنگ، مردی که نامش لرزه بر پیکر قوی ترین پهلوانان می انداخت. دستان مولا بر سنگ محکم شد و بازوهای ورزیده و تنومندش گرداگرد سنگ حلقه زد، زیرلب نام خدا را بر زبان راند و با استعانت از او سنگ را از جا کند و چند متری دورتر انداخت. آبی زلال و گوارا از زیر سنگ جاری شد، چشمها برقی زد و همراه با لبها تر شد، مردان سیراب شدند و بعد نوبت اسبها بود، کسی از آن آب گوارا دل نمی کند; اما، امیرالمؤمنین سنگ را مجددا بر جای خود نهاد و دستور داد روی آن را با خاک بپوشانند. راهب پیر با چشمانی از حدقه درآمده در حالیکه صورتش از اشک خیس شده بود با گامهای لرزان پیش آمد و فریاد زد:

مسافران! بفرمائید و مرا مفتخر کنید.

علی، علیه السلام، پیشاپیش یاران به راهب نزدیک شد. راهب با صدایی که از شوق می لرزید پرسید:

- تو پیامبر مرسل هستی؟

- نه من پیامبر نیستم!

- فرشته مقربی؟

- نه فرشته هم نیستم!

- پس تو کیستی؟

- من علی ام، وصی رسول خدا، محمدبن عبدالله، صلی الله علیه وآله، خاتم پیامبران!

- دستت را بگشا تا به نام خدا و به دست تو قبول اسلام کنم؟

علی دست خود را گشود:

- گواهی بده به یکتایی خدا و رسالت پیامبر اسلام، صلی الله علیه وآله.

- گواهی می دهم که تو وصی رسول خدا، صلی الله علیه وآله، هستی و شایسته ترین مردم بعد از رسول خدا برای جانشینی او.

نگاههای پرسشگر یاران حضرت به امیرالمؤمنین و راهب دوخته شده بود و شنیدند که راهب گفت:

در یکی از کتابهای ما خبر داده بودند که در این بیابان چشمه ای است که سنگی بزرگ بر روی آن قرار دارد و به مکان آن کسی آگاه نیست جز پیامبر مرسل یا وصی پیامبر و ولی خدا. نشانه شناختنش نیز قدرت اوست که می تواند آن سنگ را حرکت بدهد. کمت ساخته شدن این عبادتگاه در اینجا نیز همین بود. قبل از من راهبان بسیاری در اینجا بودند و او را نیافتند ولی خداوند این موهبت را نصیب من کرد. خدا را سپاس که امروز آنچه منتظرش بودم تحقق یافت.

قطرات اشک از چشمان مبارک علی، علیه السلام، سرازیر شد و زیرلب زمزمه کرد:

خدای را سپاس که نام مرا در کتابهایش ذکر نمود.

نوشته اند که راهب مزبور در جنگ صفین در رکاب مولا علی، علیه السلام، به شهادت رسید و امیرالمؤمنین بر پیکرش نماز گزارد و برای او طلب آمرزش نمود.

× با استفاده از کتاب «اعلام الوری باعلام الهدی »، ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی.

پدیدآورنده: پریوش دانش نیا

شب و علی علیه السلام

HTML clipboard

شب و علی علیه السلام

نمی دانم چه سری است در شب که اینگونه عالم و آدم را دگرگون می کند و خواب را از چشمان منتظر عشق می دزدد. تو گویی همه هستی با شب پیوندی نهانی دارد، پیوندی که دلشدگان عاشق تجلی اش را می یابند و نجوایش را می شنوند. و علی که هم عشق است و هم عاشق، معنای شب را بهتر از هر کس می شناسد.

شب محرم علی است. شب همدرد علی است. شب صبوری علی است. و دوستان علی، نقش او را در آینه شب به روشنی روز می نگرند و به توصیفش می پردازند.

حمید هنرجو در شعری که برای امام علی، علیه السلام، سروده است چنین آورده:

نیمه شبهای علی آکنده است

از مناجات و دعا و زمزمه

آسمان خانه اش بارانی است

هر سحر از غصه های فاطمه (1)

او در زلال کلامش که با نیمه شب آغاز می شود و به سحر خاتمه می یابد; علی را می بیند که دست به دعا برداشته و به مناجات برخاسته است. در خشکسال عاطفه و معرفت که عصر امام را در بر گرفته، تنها آسمان خانه علی است که از غصه های فاطمه می بارد.

«هنرجو» می داند که اشک نیمه شب چون باران پاک است و پاک کننده و اگر از چشم فاطمه ببارد می تواند هستی را زیرورو کند و هر شب تیره و تاری را به سحر برساند.

× × ×

هنرجو در تصویری دیگر حال و هوای امام را این چنین بازگو می کند:

نیمه شب می آید و در گوش چاه

مثل هر شب درددلها می کند

آه می دانم علی با نان خشک

باز امشب روزه را وا می کند (2)

یاد شب برای شاعر، چاه را تداعی می کند که همچون شب تیره است اما آشنا و صمیمی با دل علی. پس، به چاه جان می بخشد و او را انسانی می پندارد که امام در گوش او دردهایش را بازمی خواند و این صحنه ای است که بارها و بارها در زندگی علی تکرار می شود.

این تداعی در خیال شاعران دیگر نیز جایگاهی ویژه دارد. «ملیحه مهرپرور» نیز در فرازی از شعرش آورده است:

باز می آمد

در دل تاریکی شبها

با تنی خسته

با دلی پر غصه و تنها

بین یارانش

چاه، تنها همدم او بود

قلب سرد چاه

آه لبریز از غم او بود (3)

«محمدکاظم مزینانی » نیز از دو واژه شب و چاه، تصویری رسا ساخته است:

تنهایی اش را توی یک چاه

او نیمه شبها داد می زد

او خشم خود را مثل تیری

بر سینه بیداد می زد (4)

مزینانی توجه دارد که اگر سخن از «داد زدن » به میان می آورد بلافاصله پس از آن باید خشم امام را ترسیم کند.

× × ×

تصویر دیگری که از شب و امام علی، علیه السلام، در اشعاری که برای نوجوانان سروده شده به چشم می خورد، یاری رساندن آن حضرت در دل شب به یتیمان و مستمندان است.

«حمید هنرجو» در بند دوم شعری که به مهتاب مهربان کوفه تقدیم کرده ابتدا توصیفی زیبا از شب می کند.

در خیال او آفتاب به گلی تشبیه می شود و آسمان به چمن. و شب، هنگامی است که گل آفتاب در چمن آسمان به خواب رفته باشد. آنگاه در این سکوت و خاموشی مردی با کوله باری از ستاره و روشنی - که نان است و جان می بخشد - از کوچه های مهتاب می گذرد:

شب که گل آفتاب

در چمن آسمان

خواب بود

مرد ستاره به دوش

رهگذر کوچه مهتاب بود (5)

تناسب واژه های شب، ستاره، آسمان، مهتاب و خواب از سویی و گل و چمن از سویی دیگر و نیز تضاد شب و آفتاب بخوبی در کلام «هنرجو» به کار گرفته شده است.

«شاهین رهنما» نیز همین حکایت را می سراید:

دوباره کوچه های شب

و التهاب آسمان

دوباره زخم شانه ها

و بقچه بزرگ نان (6)

«افسانه شعبان نژاد»

از زبان کودکی که رسیدن شب، انتظار آمدن علی را می کشد تا نان و خرمایی برای او هدیه آورد سخن می گوید:

منتظر ماندم من آن شب، پشت در

تا بیایی اخم من را وا کنی

باز هم مانند هر شب سفره را

تو پر از نان و پر از خرما کنی

منتظر ماندم بیایی پیش من

تا که بنشینم کنارت شادمان

مثل بابایم بخندانی مرا

تا بخندد ماه هم در آسمان (7)

همین انتظار شبانه را جعفر ابراهیمی (شاهد) به سرانجام می رساند:

باز در کوچه شب

حلقه بر درها زد

کودکی گفت: ببین

باز هم او آمد

کودکان را یک یک

نان و خرما بخشید

بر دل آنها باز

نور و گرما بخشید

بر لبانش خنده

خون به دل داشت ولی

ناگهان ماه شنید

یک نفر گفت: علی! (8)

و سرانجام «شکوه قاسم نیا» پایان تلخ این شبهای شیرین را که به کوچ مهتاب می انجامد چنین می نمایاند:

ببین! ماهی به زیر آب رفته

ز بس که گریه کرده، خواب رفته

گرفته پیش چشم ماه را ابر

ببین از شهر شب، مهتاب رفته

صدای گریه می آید ز هر سو

بهاری بود و رفت از این جهان او

همه با بغض می گویند امشب:

علی کو، وای علی کو، وای علی کو

پی نوشتها:

1. نیمه شبهای علی، علیه السلام، حمید هنرجو.

2. نیمه شبهای علی، علیه السلام، حمید هنرجو.

3. خیمه های درد، ملیحه مهرپرور.

4. نان و گل، محمدکاظم مزینانی.

5. مرد ستاره به دوش، حمید هنرجو.

6. کوفه کوفه غم، شاهین رهنما.

7. دو بال زخمی، افسانه شعبان نژاد.

8. باز هم او آمد، جعفر ابراهیمی (شاهد).

9. شب بی مهتاب، شکوه قاسم نیا.

منابع:

- پنجره های آسمان، 72 شعر درباره معصومین، علیهم السلام.

- تا ستاره تا خدا، حمید هنرجو.

- سبزتر از بهار، شاهین رهنما.

خداوند دنیا را به پایان نمی رساند، مگر آنکه حضرت قائم از خانواده ما قیام کند و دشمنان ما را نابود سازد... مردم را برای دریافت مال و ثروت فراخواند و آن را در میان آنها یکسان تقسیم نماید و در میان مردم به عدالت رفتار کند.

پدیدآورنده: سهیلا صلاحی اصفهانی

گفت و گویی با امام علی علیه السلام

گفت و گویی با امام علی علیه السلام

اشاره:

«ریاض نجیب الریس » یکی از معروفترین روزنامه نگاران سنی مذهب عرب در سال 1983 در صدد برآمد چاره ای برای مشکلات و دردهای انسان معاصر بیابد. برای این کار او به سراغ نهج البلاغه رفت و با انتخاب قالبی جذاب و ابتکاری پس از طرح سؤالاتی، پاسخهای حکیمانه امیرالمؤمنین را از نهج البلاغه استخراج نمود. این مصاحبه در 26 فوریه 1983 در مجله «المستقبل » چاپ پاریس درج شده. آنچه می خوانید متن این مصاحبه است که توسط آقای مهرداد آزاد اردبیلی ترجمه شده که با اندکی تلخیص از نظر گرامیتان می گذرد.

در عصر درهای بسته، در هنگامه جستجو برای یافتن راهی امن و بی خطر در تاریکی روزگار معاصر که کسی نیست تا با روزنامه نگاران درباره ویژگیهای امروز به گفتگو بنشیند و از این طریق به نشانه های فردا دست یابد... به دنبال کسی بودم که برای من چیزی بگوید و راهی فرارویم نهد. تصمیم گرفتم به دیدار امام علی بن ابی طالب در نهج البلاغه بروم و گفت و گویی با جانشین رسول خدا سرور شهیدان و امیرمؤمنان انجام دهم. من قبلا «علی بن ابی طالب » را نمی شناختم و شناختم نسبت به ایشان همانند صدها تن از امثال خودم سطحی و از روی مطالعات تاریخی بود.

برای این کار باید به سید شریف رضی مراجعه می کردم. کسی که باب شناخت علی بن ابی طالب را در نهج البلاغه بخوبی گشوده است و برای من یافتن این باب درخشش نور هدایت در عصری تیره و تاریک بود.

مطالعه نهج البلاغه شریف رضی که هفته های طولانی ادامه داشت آرامشی عمیق به من بخشید. با خواندن نهج البلاغه سؤالات من افزایش یافت اما پاسخهای سخاوتمندانه را نیز در آن می یافتم. برای آغاز سخن با امام علی بن ابی طالب از ایشان اجازه گرفتم تا سؤال اول را مطرح کنم:

سرور گرامی امیرمؤمنان! در عصری که در آن به سر می بریم سرکشی و طغیان انسانهای متمدن، علیه پروردگارشان روز به روز افزایش یافته و کبر و غرور و تفاخر و برتری جویی سایر همنوعان آنان را بکلی از ارزشهای معنوی دور ساخته است. شما چه صحبتی با اینگونه انسانها دارید؟

اینگونه انسانها مگر پیام قرآن را نشنیده اند که می گوید: «ای انسان چه باعث شد که به خدای کریم بزرگوار مغرور گشتی؟» «فرزند آدم را با ناز و تفاخر چه کار؟ که آغازش نطفه ای بی ارزش بوده و پایانش مردار گندیده، نه خود را روزی می دهد و نه می تواند مرگش را باز گرداند» (1)

یا امیرالمؤمنین! جود و بخشش ما حتی آن روز که دارایی و ثروتمان فراوان بود، اندک شده است. نظر شما در این باره چیست؟

از بخشیدن اندک، شرم مدار که بی بهرگی و محروم شدن، اندکتر از آن است و آن که نعمت خدا بر او بسیار باشد، نیاز مردم نیز به او بسیار خواهد بود.

بخشیدن مال به کسی که مستحق آن نیست تبذیر و اسراف است. چنین بخششی قدر و ارزش بخشنده را در دنیا بالا برده و در آخرت فرود آرد. او را در دیده مردمان گرامی کند و نزد خدا خوار گرداند. چه زشت است فروتنی هنگام نیاز و درشتی به قت بی نیازی (وبالاخره) نه مال برای تو پایدار است و نه تو بر مال برقرار. (2)

اما ای امام بزرگوار! نیاز، در بسیاری مواقع، انسان را به سوی خواستن و تقاضا سوق می دهد؟

نگاه داشتن آنچه خود، در دست داری در نزد من بهتر است از گرفتن آنچه در دست دیگران است و تلخی نومیدی بهتر تا از مردم طلبیدن. بزرگترین توانگری، چشم نداشتن به مال مردم است. (3)

طمع چگونه است؟

بندگی جاوید است.

چه رابطه ای میان علم و ثروت وجود دارد و تفاوت آنها چیست؟

دانش بهتر از مال و ثروت است; زیرا که دانش تو را نگهبان باشد و تو ثروت را پاسبان. ثروت با هزینه کردن، کاهش می یابد و دانش با نشر آن افزون می شود. دانش، فرمانگذار است و مال فرمانبردار. (4)

در عصر ما، قرآن، مهجور مانده و مسلمانان بدون توجه به محتوا و پیام اصلی آن که سعادت انسان را تضمین می کند تنها به ظواهر و حفظ آداب ظاهری آن بسنده می کنند; چه باید کرد؟

بدانید که قرآن علم آینده است و حدیث گذشته، درد شما را درمان است و شیوه سامان دادن کارتان در آن است.

و بدانید کسی که با قرآن است، نیازمند و محتاج نخواهد بود... قرآن شفای بزرگترین بیماریها یعنی کفر و دورویی و به بیراهه رفتن و گمراهی است. (همچنین) اخبار مربوط به پیشینیان و آیندگان و آئین چگونه زیستن را در قرآن می یابید. (5)

سرورم! وضع عبادت و پرستش خداوند در جهان امروز نابسامان و آشفته است. اصلا آدمی نمی داند مردم چگونه عبادت می کنند و به چه چیز باور و ایمان دارند.

گروهی از مردم خدا را به امید بخشش می پرستند که این پرستش بازرگانان است و گروهی او را از روی ترس، عبادت می کنند و این عبادت بردگان است و گروهی وی را برای سپاس می پرستند و این پرستش آزادگان است. (6)

تفاوت میان عاقل و احمق چیست؟

زبان خردمند در پس دل اوست و دل نادان پس زبان او. (7)

شخص احمق و نادان معمولا به دنبال چیست؟

او می خواهد که به تو سود رساند اما دچار زیانت می کند. (8)

شخص خسیس و بخیل چگونه است؟

او آنچه را سخت بدان نیازمندی از تو دریغ می کند. (9)

فاجر و تبهکار چگونه است؟

او تو را به اندک بهایی بفروشد. (10)

دروغگو چگونه است؟

او به سرابی می ماند که دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور می نماید. (11)

آیا قضاوت در مورد آنچه در باطن دیگران است دشوار نیست؟

هیچ کس چیزی را در دل نهان نمی کند مگر آنکه در سخنان بی اندیشه اش آشکار شود و در صفحه رخسارش پدیدار. (12)

ای امیرمؤمنان! در چنین شرایط دشواری، چگونه با مردم معاشرت کنیم؟

با مردم چنان بیامیزید که اگر مردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما مهربانی کنند. مبادا که میان تو و مردم پیغام رسانی جز زبانت و پرده دار و دربانی جز چهره ات باشد، (تا نیازمندان بتوانند مستقیما با تو به گفت و گو و عرض حاجت بپردازند و بدون مانع ترا ببینند و ملاقات کنند)

هر که زبانش را بر خود فرمانروا سازد، خود را بی ارزش کند. (13)

برخورد ما با دشمنانمان چگونه باشد؟

اگر بر دشمنت دست یافتی به شکرانه پیروزی بر وی، او را ببخشای. (14)

امام عزیز! آیا با دشمنان خود مصالحه کنیم؟

از صلحی که دشمن تو را بدان فراخواند و رضای خدا در آن باشد روی مگردان که آشتی، موجب آسایش سربازانت شود و از اندوه حیات برهاند و شهرهایت ایمن ماند. لیکن زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتی که بسا به تو نزدیک شود و تو را غافلگیر کند. پس دوراندیشی پیشه کن و زیاد، خوش گمان مباش! (15)

رفتارهای اجتماعی یک مسلمان چگونه باید باشد؟

بترس از کاری که در نهان انجام دهند و در عیان از آن خجلت برند و بپرهیز از کاری که چون از کننده آن بپرسند آن را انکار کند یا عذرخواهی نماید. آن که به کار کسانی خشنود باشد گویا که در کار آنان شریک بوده است. (16)

در چنین شرایطی که در آن به سر می بریم چگونه با زندگی و مشکلات برخورد کنیم؟

هیچ چیز نیست جز آن که دارنده اش از آن سیر شود و از داشتن آن ملول گردد. مگر زندگی که هیچ چیز را بر آن ترجیح ندهد چرا که در مرگ، آسایش و راحتی نمی بیند. (17)

اما چگونه با آن برخورد کنیم؟

روزگار دو روز است: روزی به نفع تو و روزی به زیان تو. در روزی که به نفع توست سرکشی مکن و در روزی که به زیان توست تن به شکیبایی ده. (18)

در چنین روزگاری چگونه تهمت را از خود دور سازیم؟

آن که خود را در جاهایی که موجب بدگمانی است قرار دهد، آن را که گمان بد به او برد سرزنش مکند. (19)

چگونه از عادت اصرار بر جهل پرهیز کنیم؟

هر که از روی نادانی خصومت ورزد، از دیدن حق کور شود. (20)

آیا چنین عادتی منجر به از دست دادن دوستان نخواهد شد؟

ناتوانترین مردم کسی است که از به دست آوردن دوستان عاجز باشد و ناتوانتر از او کسی است که دوستی به دست آرد و سپس او را ضایع گرداند... (اما به خاطر داشته باش) که دشمن دوستت را دوست مگیر تا دوستت را دشمن نباشی. (21)

در همه این موارد، آیا جای امیدواری وجود دارد؟

آن که بر لب جوی نشسته از بیم تشنگی رسته است (آنکه حق را شناخته از باطل بیم ندارد). (22)

سرور و مولای من ای امیرالمؤمنین! در پایان این حسن ختام اگر صحبتی و یا پیامی دارید بفرمایید؟

ما اکثر العبر و اقل الاعتبار؟

پندها چه بسیار است و پندگرفتن چه اندک!

پی نوشتها:

×. از مجله الغدیر، چاپ بیروت شماره 11-10.

1. قرآن کریم، سوره انفطار، آیه 6; نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدی، حکمت 454 و 419.

2. همان، خطبه 15.

3. همان، حکمت 67 و 372; خطبه 126، نامه 31، ص 306 و نیز نامه 31، ص 303.

4. همان، نامه 31، ص 304، حکمت 342.

5. همان، حکمت 180.

6. همان، حکمت 147.

7. همان، حکمت 147.

8. همان، خطبه 158 و 176، حکمت 313.

9. همان، خطبه 158 و 176، حکمت 313.

10. همان، خطبه 158 و 176، حکمت 313.

11. همان، خطبه 158 و 176، حکمت 313.

12. همان، حکمت 237.

13. همان، حکمت 40.

14. همان، حکمت 38.

15. همان، حکمت 26.

16. همان، حکمت 11.

17. همان، نامه 53، ص 338.

18. همان، حکمت 154 و 408.

19. همان، نامه 69، حکمت 154.

20. همان، خطبه 133.

21. همان، حکمت 396.

22. همان، حکمت 159.

منابع:

قرآن کریم، نهج البلاغه ترجمه دکتر شهیدی و فیض الاسلام.

منبع اصلی:پایگاه حوزه

یار مهربان زلال نهج البلاغه

HTML clipboard

یار مهربان زلال نهج البلاغه

نهج البلاغه دریای بی پایانی است از در کلام امیرالمؤمنین مولا علی، علیه السلام. او که پژواک روشن و فراگیر عدالت انسانی است و نشستن بر آستانه مقدس نهج البلاغه او، روح تشنه ما را از پرتو درخشان کلامش سیراب می کند.

نهج البلاغه را سید رضی از سخنان حضرت علی، علیه السلام، گردآوری نموده است. سید شریف ابوالحسن محمد رضی، بزرگزاده ای است که پدرش از نوادگان امام موسی کاظم، علیه السلام، و مادرش از نوادگان امام سجاد، علیه السلام، بود. شریف رضی شاگرد شیخ مفید و مردی عالم، فاضل، شاعر و همچنین حافظ کل قرآن کریم بود. او پس از مطالعه دهها کتاب درباره خطبه ها و سخنان امیر المؤمنین، علیه السلام، و نامه های تاریخی و کلمات قصار ایشان، مطالبی از میان آنها برگزید و آن را نهج البلاغه یعنی روش زیبای سخن گفتن نامید و پس از افزودن شرح و توضیحاتی به آن، کار گردآوری نهج البلاغه را در رجب سال 400 ق. به پایان رساند. سید رضی با تدوین نهج البلاغه چراغی فروزان فرا راه جامعه اسلامی نهاد که در طی قرنهای متوالی راهگشای همه انسانها بوده است. مدفن این عالم بزرگوار و برادرش سیدمرتضی در کاظمین قرار دارد.

× × ×

بخش اول نهج البلاغه مشتمل بر 241 خطبه و گفتار از امیرالمؤمنین، علیه السلام، است که موضوعاتی نظیر شناخت خدا، احترام به قرآن و پیامبر، عدل، صرفه جویی و قناعت، روزه و حج و زکات، جهاد و مبارزه، وفاداری و راستی، ارزش زندگی، روز رستاخیز، شگفتیهای آفرینش موجودات و... را در بر می گیرد.

در یکی از خطبه ها و هنگامی که امام، علیه السلام، می خواهد به جنگ خوارج برود، در پاسخ یکی از یارانش که به او می گوید: اگر در این زمان عزم نبرد کنی، می ترسم که به مقصود خود نرسی و این را از طریق علم ستاره شناسی دریافته ام، می فرماید:

آیا گمان می کنی اگر کسی را... از ساعتی بترسانی به او زیان می رسد؟ پس آن کسی که این را باور داشته باشد... خود را از یاری خداوند در رسیدن به نیکی و جلوگیری از پلیدی بی نیاز دانسته است. شاید توقع داری که به جای پروردگار، تو را سپاس گوید؟... آنگاه رو به مردم کرد و گفت: ای مردم! از ستاره شناسی بپرهیزید مگر برای رهیابی در بیابان یا در دریا... (1)

و در خطبه ای دیگر که از فتنه ها و حوادث آخرالزمان سخن می گوید، به ظهور مهدی موعود، علیه السلام، بشارت می دهد:

... هان! فردا... فرمانروایی دادگستر بیاید... آنگاه زمین پاره های جگرش را که گنجینه های نهفته اند برای او بیرون می ریزد... پس او احکام قرآن و سنتهای پیامبر را که پیش از این مرده و فراموش شده بود، زنده می گرداند... (2)

و باز کلام دلنشین مولاست که ما را به دعا برای طلب باران فرا می خواند:

خدایا! کوههای ما ترک خورده و زمینهای ما غبارآلود شده و چهارپایان ما تشنه و در مراتع خود سرگشته اند... خدایا! به هنگامی که خشکسالی همه را از پای درآورده... به تو روی آورده ام، تو امید دلهای دردمندی... در این زمان که همه مردم ناامیدند... تو را می خوانیم و از تو درخواست می کنیم که ما را به کردار نسنجیده و گناهان نکوهیده مان نگیر و با ابرهای باران ریز و بهار ابرخیز و گیاه طرب انگیز رحمت خود را بر ما بگستران... (3)

علی، علیه السلام، در نهج البلاغه خود با وجود خطابه هایی که از سیاست، زندگی اجتماعی، جهاد و مبارزه می گوید، ما را دعوت می کند تا به تفکر در شگفتیهای خلقت آسمان و زمین، انسان و حیوانات بپردازیم:

... مورچه را ببینید با آن کوچکی و ظرافت در اندامش که به گوشه چشم دیده نمی شود... چگونه روی زمین به آرامی راه می رود و برای روزی خود تلاش می کند... خداوند عهده دار روزی او شد و هیچگاه او را وا نمی گذارد... چنانچه درباره گوارش او بیندیشی... و آنچه در اوست از سر و چشم و گوش و گردن و شکم و پهلوها از آفرینش او به شگفت می آیی... (4)

و شکوه بی نظیر نهج البلاغه وقتی به اوج خود می رسد که علی، علیه السلام، در میان گرمای سوزان صحرای جزیرة العرب به توصیف شگفتیهای پرنده زیبایی می پردازد که حتی نام آن برای مردم عربستان ناشناخته است:

طاووس! (5)

... پاهایش مانند پاهای خروس دورگه خاکی رنگ، باریک است و کنار استخوان ساقش هم خاری برآمده است و از جایگاه یال او کاکلی سبز و نگارین سرزده... تو گویی طاووس خود را در سیه چادری پیچیده ولی از بس خوشرنگ و نیک پیکر و درخشان است، گمان می شود با رنگ بسیار سبزی درآمیخته است و کمتر رنگی است که طاووس بهره ای از آن نبرده باشد...

رنگهای طاووس شکوفه هایی را ماند که باران بهاری و آفتاب تند تابستانی آنها را نپرورانده [است]...

بخش دوم شامل نامه ها و فرمانهایی است که آن حضرت خطاب به دشمنان یا فرمانداران خود در شهرها و یا خویشان و یاران خود نوشته اند. این بخش حاوی 79 نامه، سفارش و نیایش است و از جمله آنهاست: نامه هایی که به مردم مصر و کوفه، به معاویه، به مالک اشتر نخعی و... نوشته شده است. همچنین وصیتی پدرانه که خطاب به فرزندانش امام حسن و امام حسین، علیه السلام، نگاشته اند.

علی، علیه السلام، در یکی از نامه ها فرماندار خود را به سبب حضور در مهمانی گروهی از سرشناسان مورد سرزنش قرار می دهد و به مراعات حال تنگدستان جامعه توصیه می کند:

... ای پسر حنیف! به من خبر رسیده است که یکی از سرشناسان بصره تو را به سوری فراخوانده و تو هم بدانجا شتافته ای. خوراکهای رنگارنگ و گوارا برایت آورده اند... هرگز گمان نمی بردم که تو دعوت مردمی را بپذیری که در مهمانیها هماره نیازمندان را به ستم می رانند و توانگران را به مهمانی می خوانند... بدان که پیشوای شما از دنیا به دو جامه کهنه و از خوراکیهای آن به دو گرده نان بسنده کرده است و شما که توانی این چنین ندارید لااقل مرا در پرهیزکاری... و پاکی و درستکاری یاری دهید... آیا به همین دل خوش کنم که مرا امیرمؤمنان بگویند ولی هیچگاه در ناگواریهای روزگار با مردم دمساز نباشم؟... (6)

و در نامه ای دیگر هنگامی که مالک اشتر را به ولایت مصر گماشت، خطاب به مردم چنین می فرماید:

... من بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما روانه کردم، که در روزهای پر خطر... نمی خوابد و در لحظات ترس از دشمن روی بر نمی تابد... به سخنش گوش فرا دهید و فرمانش را آنجا که برابر حق است پیروی کنید... با اینکه خودم بیشتر به او نیاز داشتم او را به سوی شما فرستادم و شما را بر خود... ترجیح دادم، زیرا که دلسوز و خیرخواه شماست و نیز در برابر دشمنانتان دلیر و بی پرواست. (7)

بخش آخر کتاب نهج البلاغه به کلمات قصار و سخنان حکمت آمیز و خردمندانه امام، علیه السلام، اختصاص دارد که 480 مورد را در بر می گیرد.

نمونه هایی از کلمات قصار و پندهای ارزشمند امام علی، علیه السلام، را با هم می خوانیم:

(67) از بخشش اندک شرم مکن; زیرا محروم کردن از آن نیز کمتر است.

(153) شکیبا سرانجام به پایداری طعم پیروزی چشد، گرچه زمان آن به درازا کشد.

(171) چه بسا لقمه ای که از لذت خوردنیهای بسیار باز دارد.

(313) در قرآن داستان پیشینیان است و خبر آیندگان و همچنین دستوری از آن شماست.

(366) دانش با تلاش همراه است و دانش پیوسته کار را صدا می زند چنانچه پاسخش را داد بهره مند می شود و گرنه آن را می گذارد و می رود.

مهدی در کلام امیر

برای ظهور او (مهدی) اهل آسمان و ساکنین آن شادمانی می کنند. زمین را از عدالت پر می سازد، همانطور که [ قبل از ظهور] از جور و ستم پر شده باشد.

نسیم روح نواز و عطر دلپذیری که از زلال نهج البلاغه به مشام رسید، برگرفته از نثر ساده، زیبا و روان کتابی بود که آقای ناصر احمدزاده آن را ترجمه کرده است. این کتاب در سال 1379 توسط انتشارات اشرفی در 704 صفحه و با قیمت 1500 تومان به چاپ رسیده است و به لحاظ قطع جیبی و اینکه فقط به ترجمه فارسی نهج البلاغه بسنده کرده است، تلاش شایسته ای است که نوجوانان، جوانان و همه علاقه مندان را با کتاب گرانقدر نهج البلاغه آشنا می کند و روح و روان آنها را از این چشمه سار هدایتگر سیراب می سازد.

ترجمه حاضر با وجود اشکالاتی که دارد - که و بعضی از آنها در چاپهای بعدی قابل رفع است - به جهت اهمیت فوق العاده گوینده کلام و بلاغت، فصاحت و روانی کلمات جاری شده از چشمه زلال لبان او، تلاش مترجم و ناشر را ارزشمند و قابل احترام می کند و مطمئنا مشوق خوبی بخصوص برای نسل جوان است تا ضمن انس با این کتاب گرانقدر، در صورت نیار به درک و فهم بهتر به مطالب متن عربی و شرح و توضیحات سایر متون رجوع کنند.

پی نوشتها:

1. خطبه 79، به اخترشناس.
2. خطبه 138، آشوبهای آینده.
3. خطبه 115، دعای باران.
4. خطبه 185، ستایش خدا.
5. خطبه 165، شگفتیهای آفرینش طاووس.
6. نامه 45، به عثمان بن حنیف انصاری.
7. نامه 38، به مردم مصر.

هفت سین برکت 1390

www.7sinbarekat.ir

طرح هفت سین برکت سال گذشته برای اولین بار توسط جمعیت دانشجویی مردمی امام علی برگزار شد. در این طرح اعضای جمعیت به همراه خانواده هاشان از ساعاتی قبل از سال تحویل  در کنار کودکان محروم محله دروازه غار بودند و با برگزاری جشن و نشستن بر سر سفره هفت سین با کودکان نیاز مند که بسیاری از آنان تا به حال سفره ی هفت سین و عیدی گرفتن را تجربه نکرده بودند سال نو را به گونه ای متفاوت آغاز کردند.
حاجی فیروز که هر سال در طرح بوی عید جمعیت به مراکز مختلف میرود؛ با خانواده خود به دروازه غار آمد و به بچه ها عیدی داد  و کودکان پس از صرف شام با تجربه شاد و جدیدشان به خانه های خود باز گشتند.
این طرح امید دارد عشق و دگر خواهی را آیین مردم سرزمینمان کند باشد که شروع سال نو و خواندن دعای حول حالنا...در کنار فقرا حالمان را به بهترین حال تبدیل کند و آغازی برای یاری رساندن به آنها باشد.
امسال هم جمعیت دانشجویی تصمیم به برگزاری این طرح به صورت وسیعتر دارد  اما چون سال در نیمه شب تحویل میشود هفت سین برکت زودتر پهن شده وبه صورت نمادین به استقبال سال جدید میرویم باشد که روزی همه ی ما چه غنی و چه فقیر یک خانواده ی ایرانی باشیم و بر سر یک سفره بنشینیم و همه با هم دعای تحویل سال را زمزمه کنیم. 

هفت سین برکت 29 اسفند ماه در فرهنگسرای خواجوی کرمانی برای کودکان منطقه دروازه غار تهران برگزار خواهد شد.
جلسه اول تقسیم وطایف طرح جمعه 13 اسفند در فرهنگ سرای خواجوی کرمانی برگزار شد و دومین جلسه آن جمعه 20 اسفند برقرار است.
علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانند با رابط طرح 09192990953 تماس بگیرند.
www.7sinbarekat.ir
 

ترجمه كتاب «درس‌هايی از نهج‌البلاغه» تأليف مقام معظم رهبری در آلمان

كتاب «درس‌هايی از نهج‌البلاغه» تأليف مقام معظم رهبری به زبان آلمانی ترجمه و منتشر شد.

  به نقل از پايگاه تحليلی اهل‌بيت(ع)، آيت‌الله خامنه‌ای، كتاب «درس‌هايی از نهج‌البلاغه» را در سال‌های اول انقلاب اسلامی ايران به رشته تحرير در آورده است.

ايشان در هشت فصل اين كتاب به بررسی و نتيجه‌گيری‌هايی از آموزه‌های مولای متقيان حضرت علی(ع) در حكومت، وحدت، تقوا و ... با بيانی شيوا و رسا پرداخته‌اند.

اين كتاب توسط انتشارات هاديتك ـ برمن به آلمانی ترجمه شده و در قطع A5 در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

اجرای طرح آموزش نهج‌البلاغه در مؤسسه آفتاب مدينه تهران

مديرمسئول مؤسسه قرآنی آفتاب مدينه شهر تهران از اجرای طرح نهج‌البلاغه ويژه بانوان در اين مركز قرآنی خبر داد.

«صغری عباسی»، مديرمسئول مؤسسه قرآنی آفتاب مدينه شهر تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه مؤسسات قرآنی مردم‌نهاد، با اعلام اين خبر افزود: نهج‌البلاغه يكی از كامل‌ترين كتاب‌های به‌جای مانده از امامان‌معصوم(ع) است كه با مراجعه به آن می‌توان برای مشكلات جامعه امروزی راه‌حل مناسبی پيدا كرد.

اين مسئول اشاره كرد: اين طرح طی سه ماه برگزار می‌شود و در پايان با برگزاری آزمون به شركت‌كنندگان گواهينامه شركت در دوره اهداء می‌شود.

وی بيان كرد: طرح آموزش خطبه‌های نهج‌البلاغه با حضور كارشناسان متخصص با هدف ترويج و اشاعه فرهنگ و مفاهيم قرآن و نهج‌البلاغه بين افراد مختلف جامعه اجرا می‌شود.

مديرمسئول مؤسسه قرآنی آفتاب مدينه شهر تهران افزود: قرآن‌آموزان در اين طرح آموزشی خطبه‌های نهج‌البلاغه را همراه با قرائت و درك معنای آن توسط استاد حاضر در جلسه آموزش می‌بينند.

اين مسئول در پايان خاطرنشان كرد: اين طرح قرآنی طی روزهای شنبه و سه‌شنبه در محل مؤسسه قرآنی آفتاب مدينه واقع در شهر تهران، جاده فشم، روبروی راهنمايی و رانندگی اجرا می‌شود.

سيره عملی علی(ع) با محوريت «اخلاق اجتماعی و آخرت‌انديشی» بررسی شد

در قالب يك مقاله؛

اخلاق اجتماعی و آخرت‌انديشی در سيره امام علی(ع) در قالب يك مقاله بررسی شد.

  در اين مقاله كه توسط «محمد شفيعی» نگاشته و در همايش ملی سيره علوی در لرستان ارائه شده، عوامل آباد و يا تباه كردن آخرت و همچنين عوامل مؤثر در فراموشی آخرت با اشاره به كلام امام علی(ع) در نهج‌البلاغه بيان شده است.

در اين مقاله از رفاه‌طلبی و اسراف، دل بستن به خوشی‌های زودگذر، سرگرمی‌ها، عيش و نوش و هوس‌رانی، ثروت اندوزی‌های بی حد و مرز و دشواری‌های راه و خستگی انسان به‌عنوان اموری ياد شده كه سبب می‌شود انسان از آخرت غفلت ورزد.

مؤلف در اين مقاله نگاشته است: اگر در قرآن‌كريم دقت نماييم مشاهده می‌كنيم كه يكی از مسائلی كه بيش از هر مسأله ديگری به آن اهميت داده شده، زندگی اخروی و ياد مرگ است و دليل آن هم اين است كه اعتقاد به آخرت و توجه به زندگی ابدی بيشترين تأثير و نقش را در رفتار انسان دارد.

مؤلف اضافه می‌كند: قرآن در يك نگارش همه سويه قانون مرگ را يكی دانسته و در آياتی از اين كتاب بر آن تأكيد ورزيده و می‌فرمايد: هر نفسی شربت مرگ را خواهد چشيد و محققاً روز قيامت همه شما به مزد اعمال خود كاملاً خواهيد رسيد، پس هر كسی از آتش دوزخ دور شد و به بهشت ابدی وارد شد پيروزی و سعادت ابدی يافت و بدانيد كه زندگانی دنيا جز متاعی فريبنده نيست.

در بخشی از اين مقاله با عنوان مرگ انديشی عامل تعادل و سامان زندگی، عنوان شده است: مرگ انديشی كه در مكتب علی(ع) وجود دارد هرگز انسان را به پوچ‌گرايی و ترك دنيا نمی‌كشاند، هدف از مرگ انديشی اين نيست كه انسان از دنيا و لذت‌های آن به هيچ‌وجه بهره‌مند نشود زيرا پيدايش انسان در اين دنيا اقتضا می‌كند كه انسان با اين دنيا پيوند داشته باشد زندگی دنيا را برای سعادت اخروی تنظيم كند و اين جهان را مزرعه جهان ديگر قرار دهد و گرنه در مكتب علی(ع) انسان می‌تواند هم دنيا و هم آخرت را داشته باشد.

در ادامه اين مقاله در خصوص ياد مرگ و آثار تربيتی آن عنوان شده است: هر چند ممكن است ياد كردن مرگ و جدا شدن از دنيا را خوشايند ندانيم اما اگر به آثار تربيتی ياد مرگ كه در آموزه‌های دينی وارد شده است نگاه كنيم نه تنها ياد مرگ را خوشايند نمی‌دانيم بلكه علاوه بر آثار تربيتی فراوانی كه خواهد داشت آن را دوای بسياری از دردها خواهيم يافت.

مؤلف می‌افزايد: علی(ع) بر ياد مرگ فراوان تأكيد كرده است چرا كه ياد مرگ انسان را از فرو ريختن و دلبسته شدن به دنيای فانی باز می‌دارد لذا به فرزندش امام حسن(ع) می‌فرمايد: فرزندم بسيار ياد مرگ كن و ياد آنچه به سوی آن می‌روی و آنچه پس از مردن در آن قرار می‌گيری تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باشی نيروی خود را افزون و كمر همت را بسته نگه‌دار كه ناگهان نيايد و تور را مغلوب سازد.

در اين مقاله محقق نتيجه‌گيری می‌كند: با توجه به تأكيدهای فراوانی كه در آموزه‌های دينی در خصوص اهميت معاد و آخرت‌گرايی وارد شده مشخص می‌شود كه باور به معاد مهم‌ترين نقش را در رفتار و اصلاح انسان خواهد داشت چرا كه تا آگاهی انسان از مرگ خويش باعث می‌شود كه انسان بيشتر متوجه اعمال و رفتار خود باشد تا خطايی از او سر نزند.

آيت‌الله طالقانی قرآن و نهج‌البلاغه را اساس معرفی اسلام می‌دانست

همايش نكوداشت يكصدمين سالگرد آيت‌‌الله طالقانی/
حداد عادل:

آيت‌الله طالقانی قرآن و نهج‌البلاغه را اساس معرفی اسلام می‌دانست

رئيس كميسيون فرهنگی مجلس با بيان اين‌كه آيت‌الله طالقانی مجاهدی روشن‌بين و انقلابی بود اظهار كرد: ايشان با تكيه و تأكيد بر قرآن و نهج‌البلاغه در برابر ابرهای پرتراكم و تاريك كه خصوصا در آن زمان از جانب ماركسيست‌ها فضای فكری را گرفته بود، مقابله می‌كرد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، غلامعلی حداد عادل، رئيس كميسيون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در همايش نكوداشت يكصدمين سالروز ولادت آيت‌الله طالقانی كه در محل سالن همايش‌های صدا و سيما برگزار شد، گفت: آيت‌الله طالقانی بی‌شك يكی از مردان بزرگ تاريخ است كه برخاسته از خاندانی نجيب از منطقه‌ای عالم‌پرور و دين‌پرور يعنی طالقان است. ايشان يك روحانی مجاهد و مبارز و يك مردم روشن‌بين و روشن‌نگر و سخت‌كوش و انقلابی بود.

وی تصريح كرد: آيت‌الله طالقانی اساس معرفی اسلام را قرآن و نهج‌البلاغه قرار می‌دهد و اين تأكيدی است كه ايشان در همه عمر تا پس از پيروی انقلاب به تفسير قرآن، داشته ‌است. وی معتقد بود اگر جوانان، اسلام را از زبان قرآن بشناسند و بفهمند در برابر شبهات بيمه خواهند شد.

وی با بيان اين‌كه آيت‌الله طالقانی نهج‌البلاغه را سندی برای اسلام سياسی، اجتماعی و اصيل می‌دانست، اظهار كرد: ايشان با تكيه و تأكيد بر قرآن و نهج‌البلاغه در برابر ابرهای پرتراكم و تاريك كه خصوصا در آن زمان از جانب ماركسيست‌ها فضای فكری را گرفته بود، مقابله می‌كرد.

حداد عادل ادامه داد: در تاريخ انقلاب آيت‌الله طالقانی و شهيد مطهری كه سرنوشت مشابه‌ای داشتند و هر دو سال‌ها برای پيروزی انقلاب و ايجاد حكومت اسلامی در كشور تلاش كردند اما تقدير اين بود كه هيچ كدام بعد از پيروزی انقلاب نمانند تا بتوانند افكار خود را در دوران پس از پيروزی انقلاب دنبال كنند.

وی اظهار كرد: آيت‌الله مطهری 80 روز بعد از پيروزی انقلاب به شهادت رسيدند و آيت‌الله ‌طالقانی در حدود 8 ماه بعد از پيروزی انقلاب در گذشتند. اما هر دو از اين بخت برخوردار بودند كه به آرزوی بزرگ خود يعنی مشاهده سرنگونی شاه و انقراض سلطنت در ايران و برقراری حكومت دينی در كشور باشند.

رئيس كميسيون فرهنگی مجلس ادامه داد: خداوند پاداش آيت‌الله طالقانی و مطهری را با پيروزی انقلاب در اين دنيا و پاداش مجاهدت آن‌ها در آن جهان داد. و اين ما بوديم كه وقت استفاده از آن‌ها را بعد از انقلاب نداشتيم.

وی ادامه داد: برای شناسايی شخصيت ايشان بهتر است شخصيت آيت‌الله طالقانی را در نسبت با فضای ايران بعد از شهريور 1320 معرفی شود. شهريور 20 در واقع لحظه تاريخی است كه آيت‌الله طالقانی با دانش دينی و بلوغ فكری و اجتماعی وارد عرصه توفانی می‌شود كه بعد از سقوط رضاخان در ايران پديد آمده؛ لذا هر متفكری بخواهد شخصيت ايشان را بشناسد، بايد فضای ايران بعد از سال 1320 را دقيقا بشناسد.

حداد افزود: آيت‌الله طالقانی كه برخاسته از حوزه علميه قم و سنت‌ها و دانش‌های آن حوزه را با خود دارد، در تهران حضور و از انديشه‌ها و جريان‌های سياسی حاكم در تهران كه شاخص كل كشور است، آگاه است و طالقانی تلاش می‌كند تا اسلام حقيقی را به نسل جوان و به تحصيل كرده‌های دانشگاهی و دبيرستانی معرفی كند. گويا وظيفه خود را اين می‌داند كه با جهل و خرافات در عرصه معارف دينی مقابله كند.

نماينده مجلس بيان كرد: ما در شخصيت آيت‌الله طالقانی تلاش علمی و عملی برای اثبات دين و سياست می‌بينيم و ايشان با زندگی و فكر خود اثبات كرد دين از سياست جدا نيست و اين نقطه مقابل سكولاريسم و جدايی دين از سياست بود كه بستر همه جريان های سياسی و فكری غرب گرا بود.

تأثير‌پذيری گلستان سعدی از نهج‌البلاغه بررسی شد

تأثير‌پذيری گلستان سعدی از نهج‌البلاغه امام علی(ع) در قالب مقاله‌ای بررسی شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه لرستان، در اين مقاله كه توسط «يدالله رحيمی» گرد‌آوری و در سومين همايش ملی سيره علوی استان لرستان ارائه شد، عنوان شده است: در گلستان سعدی نشانه‌هايی وجود دارد كه حاكی از تعلق خاطر و وابستگی او به انديشه و كلام امام علی(ع) است، معارف نهج‌البلاغه به‌صورت‌های مختلف در ذهن و زبان سعدی متبلور شده و در كلام او نمود يافته است.

مؤلف با بيان اينكه رويكرد علمی و مذهبی سعدی به‌ويژه در زمينه‌های قرآن، حديث، موعظه و... نشانگر و بيانگر عمق كلام اوست، ادامه می‌دهد: از آنجا كه سعدی در خانواده‌ای پرورش يافته كه همه عالمان دينی بوده‌اند لذا تأثير‌پذيری وی از قرآن و نهج‌البلاغه هميشه به‌صورت ترجمه لفظ به لفظ نيست بلكه بيشتر به شيوه الهامی- بنيادی و برخاسته از ضمير ناخودآگاه و از عمق وجود و از سر اعتقاد است.

در اين مقاله، مؤلف با ذكر نامه‌ها، خطبه‌ها و حكمت‌هايی از امام علی(ع) به بيان اشعار و حكايتی از گلستان كه به تأثيرپذيری اين خطبه‌ها نوشته شده، مطرح شده است.

امكان دانلود كتاب صوتی «نهج‌البلاغه» مهيا شد

امكان دانلود كتاب صوتی «نهج‌البلاغه» از پايگاه اينترنتی «شناخت رهبری» مهيا شد.

  كتاب صوتی «نهج‌البلاغه» حاوی خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات قصار مولای متقيان علی(ع) است كه امكان دريافت آن با فرمت (mp3) برای علاقه‌مندان از پايگاه اينترنتی «شناخت رهبری» فراهم شده است.

نهج‌البلاغه برادر قرآن است و مانند آن هميشه زنده و جاويد است؛ بيش از هزار سال از تأليف جاويدان اين كتاب به دست «سيدرضی» می‌گذرد و سپری شدن زمان، روز‌به‌روز بر‌ جذابيت، شفافيت و رونق اين هديه آسمانی و اثر ارزشمند افزوده است.

انتشار فايل صوتی آيت‌الله العظمی مظاهری درباره تشيع در فضای مجازی

فايل صوتی سخنان آيت‌الله العظمی مظاهری درباره تشيع در تاريخ و نقش امام صادق(ع) در احيای فرهنگ تشيع، در پايگاه اينترنتی اين مرجع تقليد منتشر شد.

اين فايل صوتی مربوط به سخنان آيت‌الله العظمی مظاهری در درس اخلاق روز پنجم اسفندماه اين مرجع تقليد است كه به موضوع منشأ تشيع، نقش امام صادق(ع) و شاگردان مكتب او در احيای فرهنگ و معارف تشيع و رسالت طلاب و عموم مردم در پاسداری از اين نعمت اختصاص يافته است.

آيت‌الله العظمی مظاهری در آغاز سخنان خود، منشأ تشيع را ـ با استناد به منابع شيعه و سنی ـ در زمان و زبان پيامبر(ص) می‌داند و تأكيد ايشان بر ضرورت پاسداری از قرآن و عترت را بازگو‌كننده معنای تشيع در لسان پيامبر(ص) معرفی می‌كند.

وی شيعه را مرادف «حزب‌الله» در قرآن تلقی می‌كند و آيه شريفه «ان حزب‌الله هم‌الغالبون» را در پرتو قول شريف نبوی «يا علی! انت و شيعتك هم‌الغالبون» تفسير می‌كند كه اين امر مهم، بعد از وفات پيامبر(ص) به دليل كارشكنی‌ها و دسيسه‌های دشمنان، در ميان امت اسلام مغفول واقع شد.

اين مرجع تقليد با اشاره به برخی از حوادث تاريخ اسلام پس از وفات پيامبر(ص) می‌گويد: بعد از واقعه سقيفه، هنگامی كه مردم علی(ع) را رها كردند اين حزب‌الله كه شامل 114 تن از عقلا و علمای قوم بودند با اين واقعه مخالفت كردند و تشيع را تشكيل دادند؛ اما پس از مدتی دشمنان مانع از رشد و ترويج آن شدند تا آن كه با قيام امام حسين(ع) و اسارت زينب(س) اين نهضت جان تازه‌ای گرفت؛ اما تشيع هنوز فرهنگ نداشت.

وی امام صادق(ع) را احياگر فرهنگ شيعه معرفی می‌كند و می‌افزايد: پس از احيای تشيع در زمان امام حسين(ع)، اين نهضت در زمان امام صادق(ع) علی‌رغم تمام مخالفت‌ها و موانعی كه بنی‌العباس ايجاد كرده بودند، با تدريس و تربيت شاگردان و طلاب خاص توسط امام صادق(ع) شكل فرهنگی به خود گرفت.

آيت‌الله العظمی مظاهری با استناد به گزارش‌های تاريخی، تشيع را مرهون تلاش و مجاهدت‌های طلاب و مجتهدان تربيت‌يافته امام صادق(ع) مانند ابان‌بن‌تغلب‌ها، زاره‌ها و محمدبن‌مسلم‌ها دانسته است كه امام(ع) در دوران 25 ساله امامت خود تربيت كرده و موجب احيای مكتب تشيع در زمينه‌های احكام، اخلاق و اعتقادات اسلامی شده است.

وی برپايی حوزه‌های علميه امروز را مرهون و محصول مرارت‌ها و رنج‌های طلاب امام صادق(ع) و شاگردان اين مكتب در طول اعصار دانسته و با اشاره به گزارش‌هايی از تاريخ تشيع درباره كشتارها، زجرها و شكنجه‌ها و تنگناهای اعمال‌شده برای علمای شيعه در طول تاريخ، طلاب و عموم مردم را به حفظ و حراست از اين سرمايه گرانبها توصيه كرده است.

اين مرجع تقليد در پايان با استناد به رواياتی چند، اهمال در حفظ ميراث تشيع را گناهی نابخشودنی ارزيابی كرده و رسالت طلاب در حفظ و حراست از آن را پايبندی و تعهد آنان به انتقال آموزه‌ها و معارف مكتب امام صادق(ع) به عموم مردم و وظيفه مردم را نيز تجمع در اطراف روحانيت و حضور در مسجد و منبر و محراب دانسته است.

20 بانك نرم‌افزارهای علوم اسلامی در كشور تأسيس شد

 بيست بانك نرم‌افزارهای علوم اسلامی و انسانی به همت بخش امور كاربران معاونت بازرگانی مركز تحقيقات كامپيوتری علوم اسلامی، طی بهمن‌ماه سال جاری در شهرهای مختلف كشور تأسيس شد.

«محمد قربانی»، مدير بخش امور كاربران مركز نور در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: اين بانك‌های نرم‌افزاری با هدف اطلاع‌رسانی و ارائه خدمات فرهنگی به مؤسسات و مراكز پژوهشی و نهادهای فرهنگی در بهمن‌ماه 89 تأسيس شده است.

وی با بيان اينكه در اسفندماه جاری، 22 بانك نرم‌افزاری مورد پشتيبانی قرار گرفته و به‌روزرسانی شده است، اظهار كرد: مدرسه علميه امام محمدباقر(ع)، مركز تربيت معلم حضرت معصومه(س) و مؤسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر(عج) در قم؛ مدرسه علميه امام حسين(ع) خواهران چالوس، مدرسه علميه فاطميه(س) خواهران پاكدشت، مدرسه علميه سعديه خواهران راميان گلستان و مدرسه علميه شهيد مطهری خواهران تنكابن از مراكز تازه تاسيس بانك های نرم افزاری است.

وی بيان كرد: مدرسه علميه الغدير خواهران و مدرسه علميه فاطميه(س) خواهران چيذر تهران، مدرسه علميه فاطميه(س) خواهران خرم‌آباد، مدرسه علميه الزهراء(س) خواهران ششده فسا، مدرسه علميه فدك خواهران همدان، مدرسه علميه زينبيه(س) خواهران ايرانشهر، مدرسه علميه النفيسه خواهران و مركز تخصصی اخلاق در اصفهان، مدرسه علميه الزهراء(س) خواهران در خمينی‌شهر از ديگر مراكز و مؤسسات دارای بانك‌های نرم‌افزاری علوم اسلامی هستند.

مدير بخش امور كاربران مركز نور ادامه داد: همچنين مدرسه علميه علی ابن ابی‌طالب(ع) كنگان، مدرسه علميه كوثر(س) خواهران تويسركان، مدرسه علميه حضرت عبدالعظيم(ع) خواهران شهرری، مدرسه علميه امام خمينی(ره) خواهران بندر امام خمينی نيز از جمله مراكزی هستند كه به بانك‌های نرم‌افزاری مركز نور مجهز شده‌اند.

خطبه‌های نهج‌البلاغه در مساجد چهارمحال‌و‌بختياری آموزش داده می‌شود

كارشناس امور مساجد تبليغات اسلامی چهارمحال‌و‌بختياری گفت: طرح آموزش خطبه‌های نهج‌البلاغه در 10 مسجد محوری منتخب در سطح استان در حال برگزاری است.

به نقل از روابط عمومی اداره‌كل تبليغات اسلامی چهارمحال‌و‌بختياری، حجت‌الاسلام والمسلمين «شعبان‌علی يوسفی» كارشناس امور مساجد تبليغات اسلامی چهارمحال‌و‌بختياری گفت: امام علی‌(ع) كامل‌ترين فرد در سياست و ديانت است، ايشان در كتاب نهج‌البلاغه موضوعات و مشكلاتی كه احتمال رخ دادن آن‌ها در آينده را می‌داد به نحو حكيمانه‌ای بيان كرده است.

يوسفی ادامه داد: نهج‌البلاغه يكی از كامل‌ترين كتاب‌های به جای مانده از امامان معصوم(ع) است كه با مراجعه به آن می‌توان برای مشكلات جامعه امروزی راه‌حل مناسبی پيدا كرد.

وی افزود: در همين راستا از ابتدای بهمن ماه در 10 مسجد منتخب محوری كتاب نهج‌البلاغه توزيع شده است و خطبه‌های مهم نهج‌البلاغه تدريس می‌شود. اين طرح طی سه ماه برگزار می‌شود و در پايان با برگزاری آزمون به شركت‌كنندگان گواهی‌نامه شركت در دوره اهدا می‌شود.

يوسفی اين مساجد را جامع هفشجان، صاحب الزمان طاقانك، بهشت باباحيدر، حاج كرامت بروجن، امام حسين‌(ع) لردگان، امام حسين(ع) اردل، جامع بن، چهارده معصوم وردنجان، ابوالفضل(ع) سامان و امام حسين‌(ع) فرهنگيان معرفی كرد.

انتشار مقاله «چهل ‌حديث امام مهدی(عج) در كلام اميرالمؤمنين(ع)» در فضای مجازی

مقاله‌ای با عنوان «چهل‌حديث امام مهدى(عج) در كلام اميرالمؤمنين(ع)» در پايگاه اينترنتی «شناخت رهبری» منتشر شد.


  در اين نوشتار كه با عنوان «چهل‌حديث امام مهدى(عج) در كلام اميرالمؤمنين(ع)» در پايگاه اينترنتی «شناخت رهبری» منتشر شده‌ است، مطالب و مضامينی درباره مسائل مرتبط با مهدويت مانند خالی نماندن زمين از حجت الهی، نسب حضرت مهدی(عج)، خاندان حضرت مهدی(عج)، نام مهدی(عج)، سيمای مهدی(عج)، غيبت امام زمان(عج) و علل غيبت امام زمان(عج) بررسی شده است.

احوال مردم آخرالزمان، نشانه‌های ظهور مهدی(عج)، ياران مهدی(عج)، حكومت مهدی(عج)، حضرت مهدى(ع) در قرآن و فضيلت انتظار فرج از ديگر عناوين اين مقاله‌ محسوب می‌شوند.

در بخشی از اين مقاله و در ذيل عنوان «غيبت امام زمان(عج)» می‌خوانيم: «از اصبغ‌بن‌نباته نقل شده است كه روزی اميرالمؤمنين‏(ع) حضرت قائم‏(عج) را ياد كردند و فرمودند: آگاه باشيد! او غيبتى(طولانى) خواهد داشت، به‌گونه‌‏اى كه نادانان(به مصالح الهى) بگويند: خداوند را در آل محمد(ص) برنامه‏اى نيست؛ (يعنى افراد نادان به جهت طولانى شدن دروه غيبت از ظهور آن حضرت مأيوس و نااميد خواهند شد)».
برای مشاهده مقاله اينجا كليك كنيد!