ریزش بخشی از سقف حرم امام علی (ع)

در اثر ریزش بخشی از سقف کاذب در داخل حرم امام "علی بن ابی‌ طالب" (ع)، در نجف اشرف، 3 تن از زائران این حرم زخمی و به بیمارستان منتقل شدند.
در اثر ریزش بخشی از سقف کاذب حرم امام علی (ع) در نجف اشرف، سه زائر زخمی شدند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری "براثا"، در اثر ریزش بخشی از سقف کاذب در داخل حرم امام "علی بن ابی‌ طالب" (ع)، در نجف اشرف، 3 تن از زائران این حرم زخمی و به بیمارستان منتقل شدند.

یک منبع آگاه در این‌باره گفت که در اثر ریزش بخشی از سقف کاذب طلائی رنگ حرم امام علی (ع) در نزدیکی طاق در اصلی ورود به ضریح، 3 نفر زخمی شدند.

وی افزود که زخمی‌ها به بیمارستان منتقل شدند و بخش‌های ریخته شده در داخل ضریح نیز جمع‌آوری شد.

ماجرای انتشار نهج البلاغه با مجوز دولت چین

حجت‌الاسلام والمسلمین صالح، در بازدید خیرین جامعة‌‌المصطفی از مجتمع آموزش عالی فقه (حجتیه) قم با اشاره به گسترش اسلام در چین، اظهار داشت: در چین، چهل هزار شیعه اسماعیلیه و ده هزار شیعه اثنی‌عشری وجود دارد که بیشتر شیعیان اثنی‌عشری را مهاجرین ترکیه تشکیل می‌دهند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، وی کارهای فرهنگی المصطفی در چین را مورد توجه قرار داد و افزود: انتشار ترجمه نهج‌البلاغه به زبان چینی با مجوز رسمی دولت کمونیست چین از موفقیت‌هایی بود که نمایندگی ‌المصطفی موفق به آن شد.

معاون فرهنگی تربیتی جامعة‌المصطفی، با بیان خاطره‌ای از مراحل انتشار نهج‌البلاغه در چین، گفت: در ماجرای انتشار این کتاب، نماینده‌ دولت چین به دلیل این که این کتاب مخالف اهداف اقتصادی دولت است، از انتشار آن خودداری می کرد، اما در توضیحاتی به او یادآوری کردیم که امیرالمؤمنین(ع) مشوق برنامه‌های اقتصادی بودند و تا آن اندازه بر اقتصاد سالم تأکید داشتند که حتی دست برادرش را برای تحقق این آرمان سوزاند.

حجت‌الاسلام والمسلمین صالح ادامه داد: یک ماه پس از این جریان، شاهد بودیم که دولت چین با انتشار نهج‌البلاغه موافقت کرده است.

وی اضافه کرد: در سفر مقام معظم رهبری به قم جریان را برای ایشان توضیح دادم، معظم‌له در جواب فرمودند «دولت چین کار بزرگی نکرده که آن را منتشر نموده است، به یقین آن را مطالعه کردند و به محتوای عمیق و معارف آن پی بردند و این مجوز را صادر کردند».

معاون فرهنگی-تربیتی جامعة‌المصطفی انتشار قرآن کریم با ترجمه آیت‌الله‌ العظمی مکارم شیرازی را از دیگر کارهای نمایندگی المصطفی در چین عنوان کرد و افزود: این کتاب آسمانی نیز با مجوز دولت چین منتشر شد و جالب این جا است که منتشرکننده آن همان چاپخانه معروف مائو، تئوریسین حزب کمونیست چین بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین صالح خاطرنشان کرد: در بین مسلمانان چین، روزی به نام حضرت فاطمه(س) نامگذاری شده است که حتی اهل‌سنت چین نیز در این روز جمع می‌شوند و برای تجلیل از مقام ایشان اطعام می‌دهند.

وی به وجود نسخه قدیمی قرآن کریم در چین اشاره و اظهار داشت: این قرآن کریم که در صفحه‌های طومارگونه‌ای تدوین شده است، از بخش‌هایی که عناوین آن اسامی پیامبر اعظم(ص) و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) است، تشکیل شده که در بین هر بخش، قسمتی از قرآن درج شده است.

وی با ابراز این که علاقه به امامان معصوم (علیهم‌السلام) و فرهنگ شیعی در چین، سابقه‌ای طولانی دارد، اضافه کرد: مسلمانان چینی، روایت «اطلبوالعلم و لو بالصین» پیامبر(ص) را سند افتخاری برای خود می‌دانند و به آن مباهات می‌ورزند.

معاون فرهنگی-تربیتی جامعة المصطفی «لینشیا»، در استان گانسو چین را همانند شهر مذهبی قم در ایران دانست و گفت: این شهر در نزد مسلمانان چینی، به مکه کوچک معروف است. در این شهر 400 مسجد و بیش از هزار مدرسه علمیه وجود دارد که جای کار فرهنگی بسیاری را در خود دارد.

وی با اشاره به کاربرد الفاظ فارسی در چین مانند نماز، روزه و آخوند برای روحانیون چینی، تأکید کرد: هرچند که کشورهایی مانند عربستان سعودی و مصر نیز حضور فعالی در چین دارند و شاهد تغذیه مالی هنگفت مراکز منتسب به آنها در چین هستیم، اما مردم چین به فرهنگ ناب  اسلامی و ایرانی علاقه بسیاری نشان می‌دهند.

حجت‌الاسلام والمسلمین صالح در پایان، یادآور شد: میزان علاقه مردم تشنه حقیقت جهان، حتی کمونیست‌ها نشان از آن دارد که در آینده شاهد اعتلای بیشتر اسلام ناب در بین مردم جهان هستیم.

بخشى از كلمات عجيب آن حضرت

کلمات قصار

بخشى از كلمات عجيب آن حضرت


1. فَإِذا كانَ ذلِكَ ضَرَبَ يَعْسُوبُ الدِّينِ (ظهور امام مهدى(عج)) … 558
2. هذَا الْخَطِيبُ الشَّحْشَحُ (ياد ياران) … 558
3. إِنَّ لِلْخُصُومَةِ قُحَمًا (خطر خصومت) … 558
4. إِذا بَلَغَ النِّساءُ (درباره ضرورت ازدواج) … 559
5. إِنَّ الاِْيمانَ يَبْدُو لُمْظَةً فِى الْقَلْبِ كُلَّمَا (آثار ايمان) … 560
6. إِنَّ الرَّجُلَ إِذا كانَ لَهُ الدَّيْنُ الظَّنُونُ (درباره زكات) … 560
7. أَعْذِبُوا عَنِ النِّساءِ مَا اسْتَطَعْتُمْ (خودسازى در جبهه) … 561
8. كَالْياسِرِ الْفالِجِ يَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَة مِنْ قِداحِهِ … 561
9. كُنّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنا بِرَسُولِ اللّهِ … 561
253. وَاللّهِ ما تَكْفُونَنِى أَنْفُسَكُمْ (شكايت امام از مردم) … 563
254. يا حارِثُ إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ (شناخت و يارى حق) … 563
255. صاحِبُ السُّلْطانِ كَراكِبِ الاَْسَدِ (به قدرتمندان غبطه مخور) … 564
256. أَحْسِنُوا فِى عَقِبِ غَيْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِى عَقِبِكُمْ (بازتاب احسان به ديگران) … 564
257. إِنَّ كَلامَ الْحُكَماءِ إِذا كانَ صَوابًا (پذيرش سخنان حكيمان) … 564
258. إِذا كانَ غَدٌ فَأْتِنِى حَتّى أُخْبِرَكَ (رسالت خبرنگار و مورّخ) … 564
259. يَا ابْنَ ادَمَ لا تَحْمِلْ (غم روزى مخور، برهم مزن اوراق دفتر را) … 564
260. أَحْبِبْ حَبِيبَكَ هَوْنًا ما (در دوستى و دشمنى اندازه نگه دار) … 565
261. النّاسُ فِى الدُّنْيا عامِلانِ (تلاش براى دنياى ديگران) … 565
262. إِنَّ الْقُرْانَ أُنْزِلَ عَلَى النَّبِىِّ (مصارف اموال الهى) … 565
263. أَمّا هذا فَهُوَ مِنْ مالِ اللّهِ (داورى درباره دو دزد) … 566
264. لَوْ قَدِ اسْتَوَتْ قَدَماىَ مِنْ هذِهِ الْمَداحِضِ (فتنه ها، بستر مناسب بدعتها) … 566
265. اعْلَمُوا عِلْمًا يَقِينًا أَنَّ اللّهَ لَمْ يَجْعَلْ لِلْعَبْدِ (نظام توزيع روزى) … 566
266. لا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلاً (ضعف نفس، آفت دانش و يقين) … 567
267. إِنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَيْرُ مُصْدِر (طمع، دام فريب طمعكار) … 567
268. اللّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تَحْسُنَ فِى لامِعَةِ (بيمارىِ رياكارى) … 567
269. لا وَ الَّذِى أَمْسَيْنا مِنْهُ فِى غُبَّرِ لَيْلَة (دنيا در آينده به عدالت زنده شود) … 568
270. قَلِيلٌ تَدُومُ عَلَيْهِ أَرْجى مِنْ كَثِير مَمْلُول مِنْهُ (ارزش كار خوب پياپى) … 568
271. إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَرائِضِ (مستحبّات را مانع واجبات قرار ندهيد) … 568
272. مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ (ابعاد سازنده «ياد مرگ») … 568
273. لَيْسَتِ الرُّؤْيَةُ مَعَ الاَْبْصارِ (عقل و انديشه) … 568
274. بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجابٌ مِنَ الْغِرَّةِ (غفلت، مانع پذيرش موعظه) … 568
275. جاهِلُكُمْ مُزْدادٌ وَ عالِمُكُمْ مُسَوِّفٌ (شناخت دانا و نادان) … 569
276. قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّلِينَ (بهانه جويى، نشانه نادانى و ناآگاهى) … 569
277. كُلُّ مُعاجَل يَسْأَلُ الاِْنْظارَ (به كار خير بشتابيد) … 569
278. ما قالَ النّاسُ لِشَىْء طُوبى لَهُ (به خوشحاليها دل مبند) … 569
279. طَرِيقٌ مُظْلِمٌ فَلا تَسْلُكُوهُ (در كار خدا دخالت مكن) … 569
280. إِذا أَرْذَلَ اللّهُ عَبْدًا حَظَرَ عَلَيْهِ الْعِلْمَ (نادانى، عقوبت فرومايگى) … 569
281. كانَ لِى فِيما مَضى أَخٌ فِى اللّهِ (نشانه هاى اوج انسان) … 569
282. لَوْ لَمْ يَتَوَعَّدِ اللّهُ عَلى مَعْصِيَتِهِ (نافرمانى الهى كفران نعمتهاى اوست) … 570
283. يا أَشْعَثُ إِنْ تَحْزَنْ عَلَى ابْنِكَ (صبر در مصيبت) … 570
284. إِنَّ الصَّبْرَ لَجَمِيلٌ إِلاّ عَنْكَ (مصيبت ارتحال پيامبر) … 571
285. لا تَصْحَبِ الْمائِقَ فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ فِعْلَهُ (با احمق منشين) … 571
286. مَسِيرَةُ يَوْم لِلشَّمْسِ (مسافت شرق و غرب) … 571
287. أَصْدِقاؤُكَ ثَلاثَةٌ وَ أَعْداؤُكَ ثَلاثَةٌ (دوستان و دشمنانت را بشناس) … 571
288. إِنَّما أَنْتَ كَالطّاعِنِ نَفْسَهُ لِيَقْتُلَ رِدْفَهُ (در دشمنى اندازه نگه دار) … 572
289. ما أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الاِْعْتِبارَ (از عبرتها پند آموز) … 572
290. مَنْ بالَغَ فِى الْخُصُومَةِ أَثِمَ (دشمنى با تقوى سازگار نيست) … 572
291. ما أَهَمَّنِى ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ (با نماز، گناه را بشوى) … 572
292. كَما يَرْزُقُهُمْ عَلى كَثْرَتِهِمْ (همان كس كه روزى دهد حساب كشد) … 572
293. رَسُولُكَ تَرْجُمانُ عَقْلِكَ (عاقل و فهميده را نماينده و مباشر گردان) … 572
294. مَا الْمُبْتَلَى الَّذِى قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلاءُ (همه محتاج دعا هستند) … 573
295. النّاسُ أَبْناءُ الدُّنْيا (مردم را سرزش نكنيد) … 573
296. إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللّهِ (نيازمندان را محروم مكن) … 573
297. ما زَنى غَيُورٌ قَطُّ (رابطه غيرت و پاكدامنى) … 573
298. كَفى بِالاَْجَلِ حارِسًا (پيمانه عمر) … 573
299. يَنامُ الرَّجُلُ عَلَى الثُّكْلِ (اين همه وابسته به مال مباش) … 573
300. مَوَدَّةُ الاْباءِ قَرابَةٌ بَيْنَ الاَْبْناءِ (دوستىِ پدران، درس دوستى به فرزندان) … 573
301. اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ (روشن بينى مؤمن) … 574
302. لا يَصْدُقُ إِيمانُ عَبْد (نشانه ايمان راستين) … 574
303. إِنْ كُنْتَ كاذِبًا فَضَرَبَكَ اللّهُ (كيفر دروغ) … 574
304. إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبالاً وَ إِدْبارًا (نيايش مستحب را بر خود تحميل نكنيد) … 574
305. فِى الْقُرْانِ نَبَأُ ما قَبْلَكُمْ (قرآن، كتاب زندگى و تاريخ) … 574
306. رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جاءَ (كلوخ انداز را پاداش سنگ است) … 575
307. أَلِقْ دَواتَكَ وَ أَطِلْ جِلْفَةَ قَلَمِكَ (هنر خطّاطى) … 575
308. أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ (رابطه ثروت و تبهكارى) … 575
309. إِنَّمَا اخْتَلَفْنا عَنْهُ لا فِيهِ (دشمنان به اختلاف در بين ما دل بسته اند) … 575
310. ما لَقِيتُ أَحَدًا إِلاّ أَعانَنِى (پيروزى، در پرتو قدرت روحى و ايمانى) … 575
311. يا بُنَىَّ إِنِّى أَخافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ (فقر، ارزش نيست و از آن بايد گريخت) … 576
312. سَلْ تَفَقُّهًا وَ لا تَسْأَلْ تَعَنُّتًا (پرسش براى دانش) … 576
313. لَكَ أَنْ تُشِيرَ عَلَىَّ وَ أَرى (اطاعت از رهبرى) … 576
314. أَتَغْلِبُكُمْ نِساؤُكُمْ عَلى ما أَسْمَعُ … 576
315. بُؤْسًا لَكُمْ لَقَدْ ضَرَّكُمْ مَنْ غَرَّكُمْ (فريب شيطان را نخوريد) … 577
316. اتَّقُوا مَعاصِىَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ (خدا را همه جا حاضر بينيد) … 577
317. إِنَّ حُزْنَنا عَلَيْهِ عَلى قَدْرِ سُرُورِهِمْ بِهِ (ياران امام) … 577
318. الْعُمْرُ الَّذِى أَعْذَرَ اللّهُ (خودسازى در جوانى) … 577
319. ما ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الاِْثْمُ بِهِ (پيروزى غلبه بر تباهى است) … 577
320. إِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ فَرَضَ فِى أَمْوالِ الاَْغْنِياءِ (فقرا شريك ثروتمندان) … 578
321. الاِْسْتِغْناءُ عَنِ الْعُذْرِ (كارى كنيد كه نياز به پوزش نباشد) … 578
322. أَقَلُّ ما يَلْزَمُكُمْ لِلّهِ سُبْحانَهُ (ادب بندگى) … 578
323. إِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الطّاعَةَ (سرمايه اطاعت الهى) … 578
324. السُّلْطانُ وَزَعَةُ اللّهِ فِى أَرْضِهِ (حاكمان مردم، پاسداران دين خدا) … 578
325. الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِى وَجْهِهِ (سيماى مؤمن) … 578
326. الْغِنَى الاَْكْبَرُ الْيَأْسُ عَمّا فِى أَيْدِى النّاسِ (برترين توانگرى) … 579
327. الْمَسْؤُولُ حُرٌّ حَتّى يَعِدَ (به وعده وفا كنيد) … 579
328. لَوْ رَأَى الْعَبْدُ الاَْجَلَ (از آرزوى دراز و فريبكارى بپرهيز) … 579
329. لِكُلِّ امْرِىء فِى مالِهِ شَرِيكانِ (شريكان مال خود را بشناس) … 579
330. الدّاعِى بِلا عَمَل كَالرّامِى بِلا وَتَر (چرا به گفته خود عمل نمى كنيد؟) … 579
331. الْعِلْمُ عِلْمانِ مَطْبُوعٌ وَ مَسْمُوعٌ (انديشه، اساس دانش) … 579
332. صَوابُ الرَّأْىِ بِالدُّوَلِ (چاپلوسى، نشانه ضعف شخصيّت) … 580
333. الْعَفافُ زِينَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّكْرُ زِينَةُ الْغِنى (پاكدامنى و شكرگزارى) … 580
334. يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الْجَوْرِ (روز دادخواهى) … 580
335. الاَْقاوِيلُ مَحْفُوظَةٌ وَ السَّرائِرُ مَبْلُوَّةٌ (عالم محضر خداست) … 580
336. مَعاشِرَ النّاسِ اتَّقُوا اللّهَ (بهوش باشيد كه هيچ نعمتى نمانَد) … 580
337. مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعاصِى (پيش نيامدن گناه هم نعمت است) … 581
338. ماءُ وَجْهِكَ جامِدٌ يُقْطِرُهُ السُّؤالُ (آبرويت را پاس دار) … 581
339. الثَّناءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الاِْسْتِحْقاق مَلَقٌ (چاپلوسى و حسادت) … 581
340. أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهانَ بِهِ صاحِبُهُ (گناه سبك شمردن گناه) … 581
341. مَنْ نَظَرَ فِى عَيْبِ نَفْسِهِ (اوّل به اصلاح عيب خويش پردازيد) … 581
342. لِلظّالِمِ مِنَ الرِّجالِ ثَلاثُ عَلامات (نشانه هاى ستمگران) … 582
343. عِنْدَ تَناهِى الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفُرْجَةُ (پايانِ شب سيه سفيد است) … 582
344. لا تَجْعَلَنَّ أَكْثَرَ شُغْلِكَ بِأَهْلِكَ وَ وَلَدِكَ (به فكر خود باش) … 582
345. أَكْبَرُ الْعَيْبِ أَنْ تَعِيبَ ما فِيكَ مِثْلُهُ (خودسازى) … 583
346. لا تَقُلْ ذلِكَ، وَ لكِنْ قُلْ شَكَرْتَ الْواهِبَ (درس تبريك) … 583
347. أَطْلَعَتِ الْوَرِقُ رُؤُسَها (نمود ثروت) … 583
348. مِنْ حَيْثُ يَأْتِيهِ أَجَلُهُ (روزىِ هر كس برسد) … 583
349. إِنَّ هذَا الاَْمْرَ لَيْسَ لَكُمْ بَدَأَ (فرهنگ تسليت) … 583
350. أَيُّهَا النّاسُ لِيَرَكُمُ اللّهُ مِنَ النِّعْمَةِ (در موقع نعمت نيز ترسان باشيد) … 583
351. يا أَسْرَى الرَّغْبَةِ أَقْصِرُوا (تا فرصت باقى است از هوس دست شوييد) … 584
352. لا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَة خَرَجَتْ مِنْ أَحَد سُوءًا (از گمان بد بپرهيز) … 584
353. إِذا كانَتْ لَكَ إِلَى اللّهِ سُبْحانَهُ حاجَةٌ (دستور دعا) … 584
354. مَنْ ضَنَّ بِعِرْضِهِ فَلْيَدَعِ الْمِراءَ (زيان جدال) … 584
355. مِنَ الْخُرْقِ الْمُعاجَلَةُ قَبْلَ الاِْمْكانِ (پس از آمادگى درنگ مكن) … 585
356. لا تَسْأَلْ عَمّا لا يَكُونُ (انديشه در خواستن) … 585
357. الْفِكْرُ مِرْاةٌ صافِيَةٌ (آينه ديگران باش) … 585
358. الْعِلْمُ مَقْرُونٌ بِالْعَمَلِ (علم و عمل) … 585
359. أَيُّهَا النّاسُ مَتاعُ الدُّنْيا حُطامٌ مُوبِىءٌ (حقيقت دنيا را بشناسيد) … 585
360. إِنَّ اللّهُ سُبْحانَهُ وَضَعَ الثَّوابَ عَلى طاعَتِهِ (طاعت، بى پاداش نباشد) … 586
361. يَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ (به ظاهر دين اكتفا نكنيد) … 586
362. أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا اللّهَ (براى بيهودگى و بلهوسى آفريده نشده ايم) … 587
363. لا شَرَفَ أَعْلى مِنَ الاِْسْلامِ (مجموعه ارزشها) … 587
364. يا جابِرُ قِوامُ الدِّينِ وَ الدُّنْيا بِأَرْبَعَة (سعادت دنيا و آخرت) … 587
365. أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأى عُدْوانًا (امر به معروف و نهى از منكر) … 588
366. فَمِنْهُمُ الْمُنْكِرُ لِلْمُنْكَرِ بِيَدِهِ وَ لِسانِهِ (عليه زشتى ها به پا خيزيد) … 589
367. إِنَّ أَوَّلَ ما تُغْلَبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْجِهادِ (جهاد، دفاع از فرهنگ اسلام) … 589
368. إِنَّ الْحَقَّ ثَقِيلٌ مَرِىءٌ (حقّ و باطل) … 590
369. لا تَأْمَنَنَّ عَلى خَيْرِ هذِهِ الاُْمَّةِ (خوبان بترسند و بَدان نااميد مباشند) … 590
370. الْبُخْلُ جامِعٌ لِمَساوِى الْعُيُوبِ (بخل، ريشه هر زشتى) … 590
371. الرِّزْقُ رِزْقانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ (درباره معيشت و روزى) … 590
372. رُبَّ مُسْتَقْبِل يَوْمًا لَيْسَ بِمُسْتَدْبِرِهِ (ناگهان بانگى برآمد خواجه مُرد) … 591
373. الْكَلامُ فِى وِثاقِكَ ما لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ (زبانت را نگه دار) … 591
374. لا تَقُلْ ما لا تَعْلَمْ بَلْ لا تَقُلْ كُلَّ ما تَعْلَمُ (در گفتن بينديش) … 591
375. إِحْذَرْ أَنْ يَراكَ اللّهُ عِنْدَ مَعْصِيَتِهِ (نيرويت در خدمت خدا باشد) … 591
376. الرُّكُونُ إِلَى الدُّنْيا مَعَ ما تُعايِنُ مِنْها جَهْلٌ (از كار نيك كوتاهى مكن) … 591
377. مِنْ هَوانِ الدُّنْيا عَلَى اللّهِ (ملاك بى ارزشىِ دنيا) … 592
378. مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرَعْ بِهِ نَسَبُهُ (به عمل كار برآيد) … 592
379. مَنْ طَلَبَ شَيْئًا نالَهُ أَوْ بَعْضَهُ (تحقيق، كليد كشف) … 592
380. ما خَيْرٌ بِخَيْر بَعْدَهُ النّارُ (شناخت خير و شر) … 592
381. أَلا وَ إِنَّ مِنَ الْبَلاءِ الْفاقَةَ (بيمارى دل و تقواى دل) … 592
382. لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعات (برنامه ريزى) … 593
383. إِزْهَدْ فِى الدُّنْيا يُبَصِّرُكَ اللّهُ عَوْراتِها (از پرهيزكارى روشن بينى خيزد) … 593
384. تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا (سخن، نشانه شخصيّت) … 593
385. نِعْمَ الطِّيبُ الْمِسْكُ (عطرآگين باشيد) … 593
386. ضَعْ فَخْرَكَ (خودپسند مباش) … 593
387. خُذْ مِنَ الدُّنْيا ما أَتاكَ (شخصيّت خود را پاس دار) … 593
388. رُبَّ قَوْل أَنْفَذُ مِنْ صَوْل (شمشير زبان) … 594
389. كُلُّ مُقْتَصَر عَلَيْهِ كاف (قناعت توانگر كند مرد را) … 594
390. الْمَنِيَّةُ وَ لاَ الدَّنِيَّةُ (دنيا دو روز است) … 594
391. إِنَّ لِلْوَلَدِ عَلَى الْوالِدِ حَقًّا (حقوق متقابل پدر و فرزند) … 594
392. الْعَيْنُ حَقٌّ وَ الرُّقى حَقٌّ (بوى خوش) … 594
393. مُقارَبَةُ النّاسِ فِى أَخْلاقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ غَوائِلِهِمْ (سازگارى، كليد زندگى) … 594
394. لَقَدْ طِرْتَ شَكِيرًا وَ هَدَرْتَ سَقْبًا (خطر سخن بيجا) … 595
395. مَنْ أَوْمَأَ إِلى مُتَفاوِت خَذَلَتْهُ الْحِيَلُ (همه كاره، هيچ كاره) … 595
396. إِنّا لا نَمْلِكُ مَعَ اللّهِ شَيْئًا (فرهنگ معرفت) … 595
397. دَعْهُ يا عَمّارُ فَإِنَّهُ لَمْ يَأْخُذْ مِنَ الدِّينِ (عمداً سهو نكنيد) … 595
398. ما أَحْسَنَ تَواضُعَ الاَْغْنِياءِ (فروتنىِ ثروتمندان و بزرگمنشىِ فقيران) … 595
399. مَا اسْتَوْدَعَ اللّهُ امْرَأً عَقْلاً إِلاّ لِيَسْتَنْقِذَهُ (عقل، عامل نجات) … 596
400. مَنْ صارَعَ الْحَقَّ صَرَعَهُ (شكست، سزاى درگيرى با حق) … 596
401. الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْبَصَرِ (هرآنچه ديده بيند دل كند ياد) … 596
402. الْتُّقى رَئِيسُ الاَْخْلاقِ (درباره تقوى) … 596
403. لا تَجْعَلَنَّ ذَرَبَ لِسانِكَ عَلى مَنْ أَنْطَقَكَ (حقّ معلّم و مربّى) … 596
404. كَفاكَ أَدَبًا لِنَفْسِكَ اجْتِنابُ (آنچه بر ديگران نمى پسندى بر خود مپسند) … 596
405. مَنْ صَبَرَ صَبْرَ الاَْحْرارِ (صبر اختيارى و صبر اجبارى) … 596
406. إِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ الاَْكارِمِ (صبر انسانى) … 597
407. الدُّنْيا تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ (ترسيم سيماى دنيا) … 597
408. يا بُنَىَّ لا تُخَلِّفَنَّ وَراءَكَ شَيْئًا مِنَ الدُّنْيا (مال اندوزى) … 597
409. ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَتَدْرِى مَا الاِْسْتِغْفارَ (تفسير توبه و استغفار) … 598
410. الْحِلْمُ عَشِيرَةٌ (آثار اجتماعى صبر) … 598
411. مِسْكِينٌ ابْنُ ادَمَ مَكْتُومُ الاَْجَلِ (جلوه اى از ناتوانى آدمى) … 599
412. إِنَّ أَبْصارَ هذِهِ الْفُحُولِ طَوامِحُ (ز دست ديده ... فرياد) … 599
413. كَفاكَ مِنْ عَقْلِكَ ما أَوْضَحَ لَكَ (نشانه عقل) … 599
414. افْعَلُوا الْخَيْرَ وَ لا تَحْقِرُوا مِنْهُ شَيْئًا (كار خير و اهل خير) … 599
415. مَنْ أَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ أَصْلَحَ اللّهُ عَلانِيَتَهُ (رابطه مردم با خدا) … 600
416. الْحِلْمُ غِطاءٌ ساتِرٌ (حلم و عقل، كليدهاى زندگى) … 600
417. إِنَّ لِلّهِ عِبادًا يَخْتَصُّهُمْ بِالنِّعَمِ (بركت خيررسانى) … 600
418. لا يَنْبَغِى لِلْعَبْدِ أَنْ يَثِقَ بِخَصْلَتَيْنِ (به ثروت و سلامتى مغرور نشويد) … 600
419. مَنْ شَكَا الْحاجَةَ إِلى مُؤْمِن (به كافر دست نياز برمداريد) … 601
420. إِنَّما هُوَ عِيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللّهُ صِيامَهُ (عيد چه روزى است) … 601
421. إِنَّ أَعْظَمَ الْحَسَراتِ يَوْمَ الْقِيامَةِ (اندوه ثروت حرام) … 601
422. إِنَّ أَخْسَرَ النّاسِ صَفْقَةً وَ أَخْيَبَهُمْ سَعْيًا (زيانكارترين مردم) … 601
423. الرِّزْقُ رِزْقانِ طالِبٌ وَ مَطْلُوبٌ (فرهنگ روزى) … 601
424. إِنَّ أَوْلِياءَ اللّهِ هُمُ الَّذِينَ نَظَرُوا (نشانه هاى دوستان خدا) … 602
425. اذْكُرُوا انْقِطاعَ اللَّذّاتِ (عاقبت كامجوييها) … 602
426. اخْبُرْ تَقْلِهْ (شرايط دوستيابى) … 602
427. ما كانَ اللّهُ لِيَفْتَحَ عَلى عَبْد (درهاى رحمت الهى) … 602
428. أَوْلَى النّاسِ بِالْكَرَمِ مَنْ عَرَّقَتْ فِيهِ الْكِرامُ (بزرگوارى به بزرگواران) … 603
429. الْعَدْلُ يَضَعُ الاُْمُورَ مَواضِعَها (عدالت برتر است) … 603
430. النّاسُ أَعْداءُ ما جَهِلُوا (نادانى، عامل دشمنى) … 603
431. الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْانِ (تفسير زهد و پارسايى) … 603
432. الْوِلاياتُ مَضامِيرُ الرِّجالِ (حكومت و مقام، زمينه رشد يا سقوط) … 604
433. ما أَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزائِمِ الْيَوْمِ (كار امروز را به فردا ميفكن) … 604
434. لَيْسَ بَلَدٌ بَأَحَقَّ بِكَ مِن بَلَد (وابسته به يك شهر مباش) … 604
435. مالِكٌ وَ ما مالِكٌ (درباره مالك اشتر) … 604
436. قَلِيلٌ مَدُومٌ عَلَيْهِ خَيْرٌ (راز موفقيّت در كار مداوم) … 604
437. إِذا كانَ فِى رَجُل خَلَّةٌ رائِقَةٌ (خوبيها به يكديگر پيوند دارند) … 604
438. ما فَعَلْتَ إِبِلَكَ الْكَثِيرَةَ (اهميّت حقّ النّاس) … 604
439. مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ فِقْه (دانش تجارت بر تجارت مقدّم است) … 605
440. مَنْ عَظَّمَ صِغارَ الْمَصائِبِ (مصيبت كوچك را بزرگ نكنيد) … 605
441. مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ (شخصيّت، عامل بازدارنده از گناه) … 605
442. ما مَزَحَ رَجُلٌ مَزْحَةً (خطر شوخى) … 605
443. زُهْدُكَ فِى راغِب فِيكَ نُقْصانُ حَظّ (شرايط دوستى) … 605
444. ما زالَ الزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ (نقش متقابل پدر و فرزند) … 605
445. ما لاِبْنِ ادَمَ وَ الْفَخْرِ (از خودبرتربينى و فخرفروشى بپرهيز) … 606
446. الْغِنى وَ الْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللّهِ (معيار سعادت) … 606
447. إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا فِى حَلْبَة (بهترين شاعران) … 606
448. أَلا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لاَِهْلِها (ارزش انسان) … 606
449. مَنْهُومانِ لا يَشْبَعانِ (دانشجو، دنياطلب) … 606
450. عَلامَةُ الاِْيمانِ أَن تُؤْثِرَ الصِّدْقَ (راستگويى، نشانه ايمان) … 606
451. يَغْلِبُ الْمِقْدارُ عَلَى التَّقْدِيرِ حَتّى تَكُونَ (تقدير و تدبير) … 607
452. الْحِلْمُ وَ الاَْناةُ تَوْأَمانِ (بردبارى و تأنّى، محصول همّت عالى) … 607
453. الْغِيْبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ (غيبت، نشانه ضعف) … 607
454. رُبَّ مَفْتُون بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ (از تعريف فريب مخوريد) … 607
455. الدُّنْيا خُلِقَتْ لِغَيْرِها (تفسير دنيا) … 607
456. إِنَّ لِبَنِى أُمَيَّةَ مِرْوَدًا يَجْرُونَ فِيهِ (بنى اميّه را بشناسيد) … 607
457. هُمْ وَاللّهِ رَبُّوا الاِْسْلامَ (در ستايش انصار) … 608
458. الْعَيْنُ وِكاءُ السَّهِ (بيدارى چشم نشانه بيدارى روح است) … 608
459. وَ وَلِيَهُمْ وال فَأَقامَ وَ اسْتَقامَ (استقرار دين) … 608
460. يَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ عَضُوضٌ (روزگار سخت و آزمايش مردم) … 608
461. يَهْلِكُ فِىَّ رَجُلانِ (شناخت امام) … 609
462. التَّوْحِيدُ أَنْ لا تَتَوَهَّمَهُ (تفسير توحيد و عدل) … 609
463. لا خَيْرَ فِى الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ (بجا سخن گفتن و سكوت كردن) … 609
464. اللّهُمَّ اسْقِنا ذُلَلَ السَّحائِبِ دُونَ صِعابِها (در طلب باران) … 609
465. الْخِضابُ زِينَةٌ وَ نَحْنُ قَوْمٌ فِى مُصِيبَة (هميشه سوگواريم) … 610
466. مَا الْمُجاهِدُ الشَّهِيدُ فِى سَبِيلِ اللّهِ (پاكدامن = فرشته) … 610
467. الْقَناعَةُ مالٌ لا يَنْفَدُ (گنج قناعت) … 610
468. إِسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ (نهى از پيشدستى در گرفتن ماليات) … 610
469. أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صاحِبُهُ (بدترين گناه) … 611
470. ما أَخَذَ اللّهُ عَلى أَهْلِ الْجَهْلِ (رابطه آموختن و آموزش) … 611
471. شَرُّ الاِْخْوانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ (بدترين دوست) … 611
472. إِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ أَخاهُ فَقَدْ فارَقَهُ (برادرت را خشمگين مساز) … 611

 

عکس امروز - نهج البلاغه

همايش ‌ميثاق علوي (اخلاق عملي در آينه كلام علوي )

عنوان همايش : ‌ميثاق علوي (اخلاق عملي در آينه كلام علوي )

نهج البلاغه كه نازله روح امام علي عليه السلام است، براي تعليم و تربيت ما خفتگان در بستر منيت و درحجاب خود خواهي، مجموعه اي است داراي ابعادي به اندازه زندگي يك انسان و يك جامعه بزرگ انساني. اما متاسفانه قرن‌هاي متمادي است كه از عملياتي كردن رهنمودهاي كتاب شريف و روشنگر نهج‌البلاغه غافل بوده‌ايم. درصورتي كه مقام معظم رهبري-مدظله العالي- مي‌فرمايند:‌ يك زندگي سعادتمند انساني به لحاظ تمام ابعاد و با همه خصوصيات از نهج‌البلاغه قابل درس گرفتن است.

از اين رو مي‌بايست نهج البلاغه را وارد عرصه زندگي فردي و اجتماعي خود نماييم و زندگي شهري و آداب رفتارهاي شهروندي را از نگاه علوي و مضامين نهج البلاغه بررسي نماييم.

 اين امر مستلزم انجام مطالعات عميق، پژوهش‌هاي عملياتي در زمينه اخلاق عملي در كلام مولي علي عليه السلام، نهج البلاغه است. از اين رو مدرسه علميه حضرت خديجه سلام الله عليها برآن شد تا با همياري بنياد نهج البلاغه، معاونت فرهنگي اجتماعي شهرداري تهران و سازمان زيباسازي شهر تهران، با اعلام فراخوان پژوهشي- ادبي و هنري امكان استخراج الگوهاي عملي اخلاق فردي و شهروندي را از اين كتاب ارزشمند فراهم نموده ، همايشي را تحت همين عنوان برگزار نمايند.

اين همايش در روز يكشنبه31/2/91با حضور مهمانان ويژه از مركز مديريت حوزه علميه خواهران، بنياد نهج‌البلاغه و شهرداري تهران و كليه ارسال كنندگان آثار برگزار مي‌گردد. سخنرانان ويژه  همايش اخلاق عملي در آينه كلام علوي مي باشند. در كنار سالن همايش، نمايشگاهي نيز از آثار پژوهشي، هنري و ادبي ارسال شده به دبيرخانه برگزار مي گردد.

 لازم به ذكر است ورود براي عموم مشتاقان فرهنگ علوي آزاد است.

 

زمان : ‌يكشنبه 31 /2/91                  ساعت 13-8

مكان : تهران ،كارگر شمالي ، خيابان شهيد گمنام، ابتداي بزرگراه كردستان، تالار ايوان شمس ، جنب معاونت اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران

اعتراف سعد به شايستگى حضرت على عليه السلام

روزى، مردى از سعد پرسيد: چرا على بن ابى طالب تو را نكوهش نمود و تو چرا از او تخلف نموده اى

سعد گفت: به خدا قسم اين كار من خطاى بزرگى بود كه من مرتكب شدم. همانا به على بن ابى طالب عليه السلام سه امتياز داده شده است كه اگر يكى از آنها به من عطا شده بود براى من از دنيا و آنچه در دنياست، محبوب تر بود.

به طور تحقيق رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم روز غدير خم پس از حمد و ثناى خداوند فرمود: آيا مىدانيد كه من به اهل ايمان اولى و سزاوارترم گفتيم: آرى، فرمود: بارخدايا، هر كس من مولاى اويم، على عليه السلام مولاى اوست دوست بدار كسى را كه او را دوست دارد و دشمن بدار كسى را كه دشمن على عليه السلام است.

على عليه السلام را در روز خيبر در حالى كه به علت بيمارى درد چشم جايى را نمى ديد، به حضور پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم آوردند. رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم آب مبارك دهان خود را در چشمهاى ايشان ريخت و درباره او دعا فرمودند.

از بركت دعاى آن حضرت، تا هنگام شهادتش ديگر مبتلا به بيمارى چشم نگشت و خيبر با نيروى او گشوده و فتح گرديد.

روزى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم در حالى كه اصحاب نيز در مسجد بودند، دستور فرمودند كه اصحاب مسجد را ترك كنند و او ار با حضرت على عليه السلام تنها بگذارند. عباس گفت: يا رسول خدا ما را كه وابسته و از قبيله تو هستيم هم مسجد را ترك كنيم پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: آرى. بيرون رفتن شما از مسجد و تنها ماندن من و على عليه السلام به ميل و اراده شخص من نيست بلكه بر حسب امر الهى و دستور خداوند است.*

(*). الغدير، ج 3، ص 85.

چهار منقبت از حضرت على عليه السلام

حرث بن مالك می گويد: به مكه آمدم و سعد بن ابى وقاص را ملاقات نمودم و به او گفتم: آيا منقبتى از على عليه السلام شنيده اى سعد گفت: چهار منقبت درباره على مشاهده نموده ام كه اگر يكى از آنها را من داشتم، نزد من محبوب تر بود از اين كه مانند نوح در دنيا زندگى كنم و عمر طولانى داشته باشم. اولين منقبت اين كه، همانا رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم ابابكر را به عنوان ابلاغ سوره برائت به نزد مشركين قريش فرستاد و او يك شبانه روز از مسافت را طى كرد. در اين هنگام رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم به على عليه السلام فرمود: به دنبال ابوبكر برو و سوره برائت را از او بگير و تو آن را ابلاغ نما. پس على عليه السلام ماءموريت را انجام داد و ابوبكر در حالى كه گريه مىكرد، برگشت و عرض كرد: يا رسول الله آيا درباره من آيه نازل شده

آن جناب فرمودند: جز خير چيزى نيست. همانا از طرف من تبليغ نمى كند كسى امرى را جز من و آن كسى كه از اهل بيت من باشد.

دومين منقبت اين كه ما با رسول خدا در مسجد بوديم. هنگام شب ندايى، در ميان، شد كه بايد هر كه در مسجد است، بيرون رود، مگر آل رسول صلّى الله عليه وآله وسلّم و آل على عليه السلام ما با شتاب از مسجد خارج شديم.

فردا صبح، عباس بن عبدالمطلب نزد پيغمبر آمد و گفت: «يا رسول الله عموهاى خود را بيرون كردى و اين پسر (حضرت على عليه السلام) را در كنار خود جاى دادى

رسول خدا فرمود: من به ميل خود اين دستور را ندادم. همانا خداوند به اين كار امر فرمود.

سومين منقبت اين كه پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم عمر و سعد را به سوى خيبر فرستاد، سعد مجروح شد و عمر برگشت.

در اين حال رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود كه پرچم لشكر را به مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نيز او را دوست دارند. سپس على عليه السلام را طلبيد. عرض كردند كه به درد چشم مبتلا است ناچار حسب الامر آن جناب، «على عليه السلام را در حاليكه دست او را گرفته و او را مىكشيدند، نزد پيغمبر آوردند. فرمود: چشم خود را بگشا. عرض كرد: نمى توانم. رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم آب دهان مبارك خود را در چشم على عليه السلام افكند و با انگشت ابهام آنرا ماليد و پرچم لشكر را به او عطا فرمود.

منقبت چهارم. روز عيد غدير خم است كه پيامبر در آن روز فرمود: كه هر كس كه من مولاى او هستم، على عليه السلام مولاى اوست و اين سخن را سه بار تكرار فرمودند.*

(77). الغدير، ج 1، ص 80.

دشمنان على عليه السلام

روزى رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم رو به صحابه كرد و فرمود: هنگامى كه روز قيامت فرا رسد، منبرى براى من برپا گردد.

منادى به بالاى عرش ندا برآرد: محمد كجاست من پاسخ گويم منادى گويد: بر بالاى منبر برو.

من به بالاى منبر مىروم. باز ندا آيد كه: على كجاست و او نيز پائين تر از من بر بالاى منبر مىآيد و جهانيان دانند كه محمد سرور رسولان است و على سرور مومنان.

در اين هنگام يكى از صحابه پرسيد: اى رسول خدا! كيست كه على عليه السلام را بعد از اين دشمن بدارد؟

فرمود: اى برادر انصارى، از قريش جز زنازادگان و از انصار مدينه جز يهوديان و از عرب جز بى پدران و از ساير مردم جز بدكاران، على را دشمن ندارند.(*)

*. الغدير، ج 8، ص 145.

زنان راويان غدير

زنان راويان غدير

شواهد موجود در كتب تاريخى گوياى اين حقيقت است كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلّم از آغاز رسالت‏ با رويكرد عمده زنان به آيين توحيدى روبرو شد. اولين پذيرنده اسلام (حضرت خديجه علیها السّلام)1 اولين شهيده (سميه) 2 و بانوانى كه از سابقين و مهاجران شمرده مى ‏شدند 3 نمونه روشنى از مشاركت زنان در عرصه‏هاى اجتماعى را به نمايش مى‏گذارند.

حضور زنان در حجة الوداع بارزترين و ماندگارترين نوع شركت در صحنه‏هاى اجتماعى است. اخبار فراوانى كه به وسيله راويان زن از اين مراسم عظيم نقل شده، گوياى تلاش گسترده زنان در پاسدارى از اين ميراث مقدس است. دستاوردهاى بانوان در عرصه اخبار غدير به دو گروه عمده تقسيم مى‏شود:

الف. اخبار زنان صحابى

در سال دهم هجرى، با اعلام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم ، مؤمنان بسيارى از شهرهاى مختلف به سوى مدينه روان شده، در حومه شهر مسكن گزيدند و به انتظار موسم حج نشستند؛ حجّى كه بعدها به حجّة‏الوداع، حجّة‏الاسلام، حجّة‏البلاغ، حجة‏الكمال، حجّة‏التمام شهرت يافت. پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلّم روز شنبه، پنج ‏يا شش روز قبل از آغاز ذى‏ الحجة، از مدينه حركت كرد. در اين سفر همه زنان و اهل بيت پيامبر با وى همراه بودند. 4 گروهى از اين بانوان حديث غدير را نقل كرده‏اند؛ كه نام و روايتشان چنين‏ است:

1. حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام

حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام يگانه يادگار رسول اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است، كه همچون ديگر اهل بيت (عليهم السلام) بارها به يادآورى واقعه غدير پرداخت. نگاهى به سخنان آن بزرگوار جايگاه وى در عرصه اخبار غدير را آشكار مى‏سازد:

گروهى از انصار، براى توجيه خطاى خويش، به ايشان گفتند: اگر مطالب شما را قبل از بيعت‏ با ديگران مى‏شنيديم با غير على بيعت نمى‏كرديم. حضرت فرمود:

آيا پدرم در روز غدير براى كسى جاى عذر باقى گذاشت؟ 5 و نيز در جواب محمود بن ‏لبيد كه پرسيده بود: آيا از سخنان پيامبر دليلى بر امامت على داريد؟

فرمود: شگفتا، آيا روز غدير را فراموش كرديد؟!

محمود بن ‏لبيد گفت: آن روز چنان بود ولى از آنچه به شخص شما اشاره شده، بگوييد.

حضرت فرمود: خدا را شاهد مى‏گيرم، شنيدم [پيامبر] فرمود: على بهترين كسى است كه در ميان شما جانشين خود قرار مى‏دهم. على (علیه السّلام) امام و جانشين بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه تن از فرزندان حسين امامان نيک ‏اند. اگر از آنان اطاعت كنيد، شما را هدايت ‏خواهند كرد و اگر با آنان مخالفت ورزيد، تا قيامت اختلاف در ميان شما حاكم خواهد بود. 6

ادامه نوشته

خدا در نهج البلاغه  

خدا در نهج البلاغه

خدا در نهج البلاغه 


عناوين اصلی
سخن بنیاد؛ مقدمه‏؛ حدوث؛ حدوث چگونه دلالت می‏کند؛ نظم؛ هدایت غریزی؛ نقص؛ یک سئوال؛ حقیقت وجود؛ هدف نهائی؛ سئوالات مربوط به هدف خلقت‏؛ فطرت؛ دعا و نیاز روح؛ عرفت الله بفسخ العزائم؛ تجلی الله در قرآن؛ آخرین سخن
‏مشخصات نشر: قم: بنیاد بین المللی نهج البلاغه، ۱۳۸۶



مشخصات کتاب :

پدید آورنده: محمد علی گرامی
شماره: 2539

خدمات:
مشاهده در کتابخانه
2539-Khoda dar nahjolbalaqeh.zip
2539-fa-Khoda dar nahjolbalaqeh.apk
2539-FA-Khoda dar nahjolbalaqeh.pdf

عکس امروز - نهج البلاغه

حکمت 6

نگاهى به زندگى علامه امينى

علامه شيخ عبدالحسين فرزند شيخ احمد و نوه شيخ نجفقلى ملقب به امين الشرع است كه نام امينى را از همين جد به ميراث گرفته است.

علامه امينى در سال 1320 (ه ق) در شهر تبريز ديده به جهان گشود.

از همان آغاز كودكى به دانش و فراگيرى علم رغبت فراوان داشت.

فراگيرى علوم در ابتدا نزد پدر پس از آن نزد استادان مدرسه طالبيه كه از مهمترين مراكز فرهنگى تبريز است، آغاز نمود.

مقدمات و سطوح فقه و اصول را نزد دانشمندانى چون آيت الله سيدمحمد بن عبدالكريم موسوى مشهور به مولانا و آيت الله خسروشاهى و آيت توتونچى و علامه شيخ ميرزا على اصغر ملكى آموخت. پس از پايان تحصيلات مقدماتى، جهت فراگير علوم الهى راهى نجف اشرف شد و در اين شهر مقدس از محضر استادانى چون آيت الله فيروزآبادى، خوانسارى و ايروانى بهره مند شد و درس خارج را نزد آنان فرا گرفت. هنوز در دوران جوانى بود كه از مراجع بزرگى چون آية الله سيدابولحسن اصفهانى و آيت الله ميرزا محمدحسين نائينى و آية الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى و آية الله شيخ محمدحسين اصفهانى اجازه اجتهاد دريافت كرد.

براى ورود به جرگه حاملان احاديث خاندان رسول و اتصال به سلسله روايت گران معارف محمدى و علوى با كسب اجازه از بزرگانى همچون آيت الله ميرزاعلى شيرازى و آيت الله سيدابوالحسن اصفهانى و آيت الله شيخ على اكبر خويى، اين وظيفه مهم و اين رسالت خطير شيعى را به انجام رسانيد. از آن پس به تبريز بازگشت و پس از گذشت مدتى اقامت بار ديگر به نجف مراجعت فرمود و كوشش پيگير خود را درباره بزرگترين كتاب عصر «الغدير» آغاز كرد و با كوشش پيگير و مسافرت به اكثر كشورهاى اسلامى و غيراسلامى و بررسى متون و مدارك علمى و تاريخى اسلام در طول نزديك به چهل سال، بزرگترين اثر ارزنده خود «الغدير» را در دسترس اهل تحقيق قرار داد.

علامه امينى در مسير مطالعاتش براى نگارش الغدير تمامى كتابخانه هاى مشهور نجف و كربلا، سامرا و بغداد حله و بصره را بهره بردارى نمود. اما براى اين بزرگمردى كه پا به ميدان پاسدارى از حريم ارزشهاى غدير نهاده بود، اين همه كافى نبود. لذا به سفر پرداخت. ابتدا به ايران آمد و از كتابخانه هاى علمى شهرهاى مشهد و تهران و بروجرد و كرمانشاه استفاده نمود. سفر بعدى او به هندوستان بود. در اين سفر كتابخانه هاى شهرهاى لكهنو، رامپور و حيدرآباد را مورد استفاده قرار داد و سپس عزم سفر به سوريه را نمود. آخرين سفر علامه امينى براى مطالعه و تحقيق در سال 1378 (ه ق) به تركيه صورت گرفت و در اين كشور كتابخانه هاى مهم را مورد استفاده قرار داد.

نكته قابل تذكر است كه در طول اين مدت علامه امينى به ميزان وسيعى دست اندر كار استنساخ كتابهاى گرانبها و ارزنده بود كه در صورت عدم رسيدگى امكان داشت از ميان بروند و چنين ذخاير ارجمندى براى نسل هاى آينده باقى نماند.

پس از سفر به تركيه، علامه به نجف بازگشت و شروع به تجهيز كتابخانه عظيم و عمومى اميرالمؤمنين عليه السلام نمود كه هم اكنون نيز با نام «مكتبه اميرالمؤمنين العامه» در نجف مشغول به كار است. ولى ديگر شمع وجود گرانبهايى چنين پاسدار و مرزبانى شجاع رو به خاموشى نهاده بود و بيمارى با شدت تمام او را از پاى در مىآورد. تا اين كه لحظات خاموشى اين شمع فروزان فرا رسيد و در روز جمعه 28 ربيع الثانى 1390، حالش به وخامت گرائيد... علامه شروع به سخن گفتن نمود و آخرين كلماتش اين بود: خداوندا! اين سكرات مرگ است كه بر من عارض شده، پس به من توجه فرما و مرا به خودم يارى ده. آن سان كه صالحان را بر خودشان يارى مىدهى... و هنوز اين دعا را به پايان نبرده بود كه دعوت حق را لبيك گفت و روحش به ملكوت اعلى پرواز كرد بدين پس دفتر زندگى قهرمان پاسدارى از حريم ارزشهاى راستين بسته شد.

اين مرد بزرگ علاوه بر اين اثر مهم، تاءليفات و تحقيقات مهم ديگرى هم از خود بر جاى گذاشته است كه عبارت اند از: 1 تفسير فاتحة الكتاب، 2 شهداءالفضيله، 3 كامل الزياراة، 4 آداب الزائر لمن يمم الحائر، 5 سيرتنا و سنتنا، 6 تعليقات كتاب مكاسب شيخ انصارى، 7 تعليقات بر كتاب رسائل شيخ انصارى، 8 المقاصد العليه فى المطلب السنيه، 9 رياض الانس، 10 رجال آذربايجان، 11 ثمرات الاسفار، 12 العترة الطاهرة فى الكتاب الغدير.

مجموعه: نرم افزار موبایل در مورد غدیر و امام علی(ع)

غدیر کودکان دانلود
دانلود



تاريخ
اندازه فايل
بازديدكنندگان

718.94 KB
65
پیروان غدیر در گذر تاریخ دانلود
دانلود



تاريخ
اندازه فايل
بازديدكنندگان

233.94 KB
64
حدیث غدیر سند گویای ولایت دانلود
دانلود

شامل : تهاجم بى سابقه! ، پيشگفتار ، حديث غدير ، سند گوياى ولايت ، دورنماى غدير ، خطبه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در غدير خم ، جاودانگى داستان غدير ، 110 تن از راويان حديث ، از مشاهير اهل سنت: ، مقصود از «مولى» كيست؟ ،

گواهان صدق اين مدّعا

گواه اوّل: ، گواه دوّم: ، گواه سوّم: ، گواه چهارم: ، گواه پنجم: ، گواه ششم: ، گواه هفتم: ، گواه هشتم: ، اكنون به داورى بنشينيد ، سؤال: ، پاسخ: ، سه حديث پرمعنى! ، 1- حق با كيست؟ ، 2- پيمان برادرى ، 3- تنها راه نجات ، مدارك (از منابع معروف اهل سنّت)




تاريخ
اندازه فايل
بازديدكنندگان

170.51 KB
82
ضرورت غدیر دانلود
دانلود

شامل: آثار بحث از غدیر؛ پیامبر و آگاهی از آینده امّت‏؛ برتری امام علی‏ علیه السلام بر سایر صحابه‏؛ تدابیر پیامبرصلی الله علیه وآله برای خلافت امام علی‏علیه السلام‏؛ نصب امام علی‏علیه السلام به خلافت در غدیرخم‏؛ پی نوشت ها
مشخصات نشر: قم: مسجد مقدس صاحب‌الزمان (جمکران)، ۱۳۸۹.




تاريخ
اندازه فايل
بازديدكنندگان

338.44 KB
66
عوامل دوري مسلمانان از غدیر دانلود
دانلود



تاريخ
اندازه فايل
بازديدكنندگان

196.78 KB
48
همراهان با غدیر دانلود
دانلود



تاريخ
اندازه فايل
بازديدكنندگان

1.29 MB
67
ره‏یافتگان به سوی غدیر دانلود
دانلود



تاريخ
اندازه فايل
بازديدكنندگان

215.6 KB
56
عید غدیر در اسلام دانلود
دانلود

شامل : سخن ناشر ، پيشگفتار مترجم ، عنايت خدا و رسول به (غدير) ، عدم اختصاص به شيعه ، سابقه عيد غدير ، متن تبريك ، عيد غدير و عترت پيامبر (ص ) ، پاسخى به يك دروغ ، تاج امانت




تاريخ
اندازه فايل
بازديدكنندگان

150.58 KB
54
پیمان شکنان و وفا داران غدیر دانلود
دانلود

شامل: پیمان ‏شكنان غدیر، انكار فوت پیامبرصلی الله علیه وآله، سرّ انكار وفات پیامبرصلی الله علیه وآله، تشكیل سقیفه‏، وفاداران غدیر، پی نوشت ها
ناشر : انتشارات مسجد مقدّس جمكران


علی تمام هستی‌اش را به آغوش خاک می‌سپارد

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."
به گزارش جهان، در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:
از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه ۲۰) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص ۲۵۵/ احتجاج؛۱/۲۴۰) و این فتنه دفع شد.

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

پس آن بانو علیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛۱۸۵) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛۴۹)

اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛۱۵۱)

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛۲/۱۲۲)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛۱۵۱) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ ۳/۴۱۴ با كمی اختلاف.)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم.مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص۱۸۴) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص۱۸۵) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص۵۲۳)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛۳۶۱)
منبع: تبیان

انتشار مجموعه كتاب «قصه‌هايی از امام علی(ع) با نگاهی به نهج‌البلاغه»

 مجموعه «قصه‌هايی از امام علی(ع) با نگاهی به نهج‌البلاغه» كه به قصه‌هايی از حضرت علی(ع) و ياران نخستين امام شيعيان می‌پردازد، منتشر می‌شود.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، آخرين مجموعه كتاب مژگان شيخی كه به قصه‌هايی از حضرت علی(ع) و ياران نخستين امام شيعيان می‌پردازد، توسط انتشارات قديانی در 12 مجلد منتشر و در نمايشگاه تهران عرضه می‌شود.

شيخی كه پيش از اين برای مجموعه «365 قصه برای شب‌های سال» جايزه كتاب سال را برده است، 12 مجلد مجموعه قصه‌هايی از امام علی(ع) با نگاهی به نهج‌البلاغه» را با عنوان‌های «يار روزهای سخت، كسی كه می‌آيد، ابوذر صحرانشين، من همانم كه بودم، حكايت آن مرواريد، مردی كه از بازار گذشت، كفش‌های وصله‌دار، راه و چاه، عسل، انجير و بچه‌ها، عقيل و آهن سرخ، آن مرد پيش‌گو، و ناله مرغابی‌ها» به نمايشگاه می‌آورد.

مجلدهای اين مجموعه، داستا‌ن‌هايی بازنويسی شده برای بچه‌هاست كه سيدحسام‌الدين طباطبايی آن‌ها را بازنويسی كرده است.

همچنين، قصه‌های اين مجموعه علاوه بر پرداختن به شخصيت حضرت علی(ع)، به وقايعی از ياران ايشان نيز برای بچه‌ها اشاره دارد.

انتشارات قديانی امسال با 283 عنوان كتاب چاپ نخست به نمايشگاه بين‌المللی كتاب تهران می‌آيد كه آخرين كتاب‌های مژگان شيخی نيز جزء اين كتاب‌ها است.

يادآور می‌شود، نمايشگاه بين‌المللی كتاب تهران از 13 تا 23 ارديبهشت‌ماه جاری در مصلای امام خمينی(ره) برگزار خواهد شد.

چهل حدیث صوتی با فرمت جاوا ویژه گوشی های همراه  

......................................

قالَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ عَلِىُّ بْنُ أَبیطالب(علیه السلام):

الزّاهِدُ فِى الدُّنْیا مَنْ لَمْ یَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ یَشْغَلِ الْحَلالُ شُکْرَهُ.

زاهد در دنیا کسى است که حرام بر صبرش غلبه نکند، و حلال از شکرش باز ندارد.

 

 حجم :   ۵۱۳ مگابایت

پسورد :    www.babalhavaeij.blogfa.com

لینک دانلود :     

 

چهل حدیث.   امام عل

ايجاد بزرگ‌ترين كتابخانه ديجيتالی غدير و ولايت در فضای مجازی  

مسئول توليد و بازرگانی مركز تحقيقات رايانه‌ای قائميه اصفهان از راه‌اندازی و بهره‌برداری از بزرگترين كتابخانه ديجيتال غدير و ولايت با نام «پايگاه تخصصی غديرستان» به مناسبت ايام فاطميه خبر داد.

حسين غزالی، مسئول توليد و بازرگانی مركز تحقيقات رايانه‌ای قائميه اصفهان، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، از راه‌اندازی بزرگ‌ترين كتابخانه ديجيتال غدير و ولايت با نام «پايگاه تخصصی غديرستان» توسط مركز تحقيقات رايانه‌ای قائميه اصفهان و با كتاب‌هايی با موضوع امام علی(ع)، غدير و ولايت خبر داد.

غزالی با اشاره به بخش‌های اصلی اين پايگاه تخصصی اظهار كرد: بخش‌های كتابخانه، مطالب، پرسش و پاسخ، نگارخانه، مسابقه، شبكه اجتماعی غدير و تالار گفتمان بخش‌های اصلی پايگاه اينترنتی غدير است كه همزمان با ايام فاطميه از سوی مركز تحقيقات رايانه‌ای اصفهان به بهره‌برداری رسيده است.

وی با بيان اين كه تاكنون بيش از500 كتاب ديجيتال در پايگاه غديرستان بارگذاری شده است، افزود: اين كتاب‌ها در موضوعاتی همچون امام علی (ع)، زندگی‌نامه، معارف نهج‌البلاغه، معارف قرآنی، معصومين(ع)، ولايت، غدير، اسلام، امامت، احاديث، وصيت، فضائل، داستان، خانواده، خاطرات، حقوقی و تاريخ برای بهره بردن از معارف غدير و لايت در اختيار پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار گرفته است.

مسئول توليد و بازرگانی مركز تحقيقات رايانه‌ای قائميه اصفهان شبكه اجتماعی غدير را از جمله بخش‌های جذاب اين پايگاه اينترنتی خواند و گفت: بخش‌هايی مانند بازی غدير، كودكان و غدير، فناوری و غدير ، تلويزيون اينترنتی غدير، تلفن و چت اينترنتی غدير، اشتراك فيلم‌های غدير، سايت‌های مربوط به غدير و كلوپ تار گفتمان غدير موجبات سرگرمی و تبادل اطلاعات را در فضايی همسو با موازين شرعی و دينی و در بستری معنوی برای كاربران فراهم كرده است. همچنين بخش‌هايی مانند خطابه غدير، اشعار، پيامك، داستان، كليپ و نماهنگ، طرح‌های گرافيكی و سخنرانی‌های علما و دانشمندان از ديگر عناوين قابل توجه و جذاب پايگاه تخصصی غدير به آدرس اينترنتی www.ghadirestan.com است.

غزالی همچنين از راه‌اندازی پايگاه اينترنتی جديد ديگری نيز توسط مركز تحقيقات رايانه‌ای اصفهان خبر داد و اظهار كرد: پايگاه اينترنتی «مكيال المكارم» با هدف احيای دعا برای وارث غدير، امام زمان(عج) طراحی، ساخته و به صورت آزمايشی فعال شده كه به زودی و با تكميل آن مورد بهره‌برداری قرار خواهد گرفت.